تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
ابن ابى طالب حسنى بغدادى است از اعلام فضل و ادب و از اساطين لغت و نحو و صاحب كتاب امالى و اين كتاب را در هشتاد و چهار مجلس بر شاگردان املا كرد و كتاب الحماسه نظير حماسهء ابو تمّام و شرح تصريف ملوكى و شرح لمع ابن جنّى و كتاب ما اتّفق لفظه و اختلف معناه و غير اين‌ها . ابن شجرى نقيب طالبيّين در كرخ بغداد بود و هم در بغداد زيست و هفتاد سال تدريس كرد و در سال 542 درگذشت و از نظم اوست :
هل الوجد خاف و الدموع شهود * و هل مكذب قول الوشاة حجود و حتّى متى تفنى شئونك بالبكاء * و قد حد حدا للبكاء لبيد و انّى و ان لانت قناتى لضعفها * لذومرة فى النائبات شديد
و شعر دوّم به شعر لبيد كه گفته است : « و من يبك حولا كاملا فقد اعتذر » نظر دارد امّا شعرپردازى را كسى بر ابن شجرى روا ندانست و خطاب به او گفت :
يا سيّدى انّى اعيذك من * نظم قريض تصدى به الفكر مالك من جدك النبى سوى * انّك لا ينبغى لك الشعر
و شجرى لقب يكى از نياكان اوست و منسوب به همان شجره و ياقوت گفته : « بيت شجره خاندان مادرى اوست نه پدرى » . « 1 »

شحّام :

با فتح و تشديد بر وزن حمّام پيه‌فروش را گويند و آن لقب جمعى از محدّثان است ازاين‌روى كه پيشهء پيه‌فروشى داشتند ، از جمله : ابو اسامه زيد بن يونس شحّام ازدى در شمار ثقات محدّثان خاصّه .

شحنه :

با كسر شين بر وزن رشته و به غلط آن را با فتح اوّل بر وزن قهوه خوانند و شحنه كسى است كه شاه ، نظم شهر را به او سپارد و مرادف آن داروغه و پاسبان شهر است و ابن شحنه كنيت مشهور ابو حفص عمر بن محمّد بن علىّ بن ابى نصر موصلى است از اعلام ادب و شعر و از شاگردان ابن انبارى و ابن قصّار . و گويند : « دهانى ناپاك داشت و عقيدتى فاسد چندان‌كه به امور دينى استهزا كرد و مردم را به باد هجو و نكوهش گرفت و قرآن را با قرائت شواذ خواند و با اين وصف ، والى موصل ابو الحارث ارسلان او را در كنف حمايت گرفت و منصب ولايت بعضى از اعمال و قلمرو فرمانروايى خود را به او داد امّا شنيد كه او را هجو كرد به احضارش فرمان داد و او را با تازيانه بزد و عمامه از سرش بيفتاد و ورقه‌اى كه هجو والى در آن بود بر زمين افتاد والى موى ريش او را بكند و به زندانش افكند و در آنجا بماند تا در سال 606 درگذشت » . و از نظم اوست :
ورد انيق يروق العين منظره * اتاك فى خير وقت خير منعوت كأنما الطل فى اوراقه سحرا * لآليا نثرت فى صحن ياقوت
و نيز ابن شحنه كنيت مشهور ابو الوليد محبّ الدّين محمّد بن محمّد بن شحنه است در شمار فقيهان حنفى و از قضات حلب و صاحب كتاب روضة المناظر فى اخبار الاوائل و الأواخر در تاريخ
هامش
( 1 ) - و نيز شجره نام درختى است در حديبيّه كه در آنجا عدّه‌اى با پيغمبر صلى اللّه عليه و آله بيعت كردند و اين بيعت را بيعة الرضوان گويند ( معجم البلدان : 3 / 325 با اندكى تفاوت ) .