تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
فلرحمة المتوجعين حزازة * فى القلب مثل شماتة الاعداء
و در سال 475 در بغداد درگذشت . « 1 »

شبلى :

با كسر و سكون منسوب است به شبليّه از قراى اشروسنه از شهرهاى ماوراءالنهر و از اين قريه است جعفر بن يونس . و به نقلى ديگر ابو بكر دلف بن جحدر شبلى بغدادى از اكابر مشايخ صوفيّه كه در بغداد بزيست و به صحبت جنيد و حلّاج رسيد و در تعظيم شرع مبالغت كرد و ماه رمضان را به طاعت گذرانيد و گفت : « اين ماه را خدا بزرگ شمرده و بر ماست كه آن را بزرگ شمريم » . و هم كسى وى را گفت : « در كسب علم فقه كوش تا به منصب قضا رسى » . گفت : « خاطرى كه با سر من بجنبد خوش‌تر دارم از هفتاد قضيّه كه شريح قاضى راه قضاى آن را داند » . و از نظم اوست :
ليس تخلو جوارحى منك وقتا * هى مشغولة بحمل هواك ليس يجرى على لسانى شىء * علم اللّه ذا سوى ذكراك و تمثلت حيث كنت بعينى * فهى ان غبت او حضرت تراك
و اخبار و نوادر شبلى بسيار است و در شبى كه جان سپرد ابو محمّد هروى گفت : « شنيدمش كه اين ابيات را مكرّر خواند :
كلّ بيت أنت ساكنه * غير محتاج إلى السرج وجهك الوضاء حجّتنا * يوم يأتى الناس بالحجج و مريض انت عائده * قد اتاه اللّه بالفرج » .
در سال 334 در بغداد از جهان برفت و در مقبرهء خيزران دفن گرديد . و ندانستم قاضى بدر الدّين ابو عبد اللّه محمّد بن تقىّ الدّين عبد اللّه شبلى دمشقى در شمار فقيهان حنفى و شاگرد ذهبى و صاحب كتاب آكام المرجان فى احكام الجان و متوفّى 769 به آن قريه منسوب است و يا به يكى از نياكان خود كه شبل نام داشته است . « 2 »

شبوه :

بر وزن قهوه به معنى كژدم و ابو شبوه كنيت زنبور بن يعسوب حضرمى است در شمار نحويان و اديبان و شاگرد ابن طراوه .

شبّه :

با فتح اوّل و تشديد باى ابجد بر وزن مرّه به معنى تك‌جوان و تاى آن وحدت را نمايد و آن نام پدر ابو زيد عمر بن شبّة بن عبيدة بن ريطه بصرى است و نام شبّه ، زيد بود و مادرش او را در كودكى رقصانيد و اين شعر را خواند :
يا بأبى و شبا * و عاش حتّى دبا شيخا كبيرا خبا
هامش
( 1 ) - و نيز شبل نام چند تن از محدّثان است از جمله : شبل ابن عبّاد مكّى و شبل بن العلاء و شبل بن شريق و عبد الرحمن ابن شبل و شيبان بن شبل ( لغتنامه / دهخدا : 30 / 225 ) . ( 2 ) - و نيز محمّد بن عبد اللّه الشبلى السابقى دمشقى طرابلسى حنفى ملقّب به بدر الدّين ابو البقاء . در شمار فقيهان و محدّثان و مورّخان متولّد 712 در دمشق و در قاهره اقامت كرد و مسند قضا را در طرابلس شام به عهده گرفت . متوفّى 769 در شام . از اوست : محاسن الوسائل الى معرفة الأوائل ، زهو البديع فى زهر الربيع ، كتاب فى آداب الحمام ، تثقيف الالسنة لتعريف الأزمنة ( معجم المؤلّفين : 10 / 219 ) . و نيز شبلى نعمانى ملقّب به شمس العلماء در شمار مورّخان و اديبان و نويسندگان و شاعران . مصلح اسلامى هند . برهمىّ الاصل جدّ سيزدهم او ( سيوراج‌سنگ ) معروف به سراج الدّين اسلام آورد . متولّد 1274 و متوفّى 1332 . از آثار اوست : شعر العجم ، انتقاد تاريخ تمدّن اسلامى جرجى زيدان ، جزيه و مجلّهء معارف ( الأعلام / زركلى : 3 / 155 ) .