شاوكثى :
با فتح واو و كاف منسوب است به شاوكث از قراى چاچ در ماوراءالنهر و ابو القاسم عبد الواحد بن عبد الرحمن بن زيد شاوكثى در شمار خطيبان و محدّثان و معروف به حكيم شاوكثى و متوفّى 494 بدان منسوب است .
شاهفور :
معرّب شاهپور نام شاهفور بن محمّد نيشابورى است در شمار مستوفيان محمّد ابن تكش خوارزمشاه و صاحب رسالهء شاهفورى در علم استيفاء . « 1 »
شاهك :
با فتح هاى هوّز مصغّر شاه است و آن نام پدر سندى بن شاهك است كه رئيس شرطهء بغداد بود و بايد دانست كه شاه فارسى است و عربان آن را با همين صورت به كار بردهاند و ابو شاه كنيت يكتن از صحابه است و امّا شاهك بدون شكّ فارسى است چه نشان تصغير فارسى دارد و عربان هرگز تصغير را هرچند در الفاظ بيگانه باشد چنان نيارند بلكه با سبك خود مصغّر كنند و گويند « شويه » هرچند همچو مصغّرى نيافتم .
شاهويه :
مركّب است از دو كلمهء شاه و ويه كلمهء اعجاب به معنى چه خوب شاه و ابن شاهويه كنيت مشهور ابو بكر محمّد بن احمد بن علىّ بن شاهويه فارسى است در شمار فقيهان شافعى كه در شيراز منصب قضا داشت و در پايان عمر در نيشابور زيست و در همانجا سال 362 درگذشت .
شاهين :
با كسر هاى هوّز به معنى مرغ شكارى ، نيز زبانهء ترازو فارسى است و عربان نيز آن را چنانكه در فارسى است به كار بردهاند و ابن شاهين كنيت مشهور ابو حفص عمر بن احمد بن عثمان بن احمد مرورودى است در طبقهء مفسّران و محدّثان و صاحب سيصد تصنيف از جمله : تفسير كبير و كتاب المسند و كتاب التاريخ و كتاب الزهد .
ابن شاهين در يازدهسالگى حديث فراگرفت و در فنّ حديث پيشرفت كرد و با مذاهب فقهاى اربعه روى بازى نشان نداد و هروقت سخن از مذهب شافعى و حنفى و غير اينها در ميان آمد گفت : « من محمّدى مذهبم » . و در سال 385 درگذشت و نزديك قبر احمد بن حنبل به خاك رفت .
شباب :
بر وزن نهاد از اعلام است و نيز لقب ابن خيّاط و در عصفرى بيايد و شبابة با زيادتى تا در آخر آن نام شبابة بن معتمر بن عجلى در شمار محدّثان خاصّه .
شبابى :
با ضبط پيش منسوب است به شبابه نام موضعى مشهور در ناحيت مكّه و ابو جميع عيسى بن ابى ذر عبد اللّه بن احمد بن شبابى كه در اصل از مردم هرات بود و در شبابه به نشر حديث پرداخت بدان منسوب است .
شبامى :
منسوب است به شبام بر وزن كنار و آن نام كوه و يا قريهاى است در يمن بنا بر اختلاف نقل و عبد الجبار بن عبّاس همدانى شبامى در شمار محدّثان خاصّه بدان منسوب است . « 2 »
هامش
( 1 ) - و نيز شاهفور ( شهفور ) امام طاهر بن محمّد اسفراينى شهير به شاهفور مكنّى به ابو المظفّر از علماى شافعى مذهب و مفسّر و متكلّم بود . متوفّى 471 و از -
او است : تاج التراجم فى تفسير القرآن للاعاجم ، التبصر فى الدّين و تمييز الفرقة الناجية عن الفرق الهالكين ( لغتنامه / دهخدا : 30 / 175 ) .
( 2 ) - و نيز حنظلة بن عبد اللّه شبامى يكى از هفتاد و دو تن است كه در ركاب حضرت امام حسين عليه السّلام به شهادت رسيد ( معجم البلدان : 3 / 318 ) .