و در آغاز ، پيشهء شيشهگرى داشت و روزانه يك درهم و نيم سود برد و به مبرّد گفت : « مرا نحو آموز و من تا زندهام روزى يك درهم تو را دهم و همچنان مرا نحو آموخت و منش روزانه يك درهم دادم تا آنگاه كه نامهاى از بنى مارقه به او رسيد و از او درخواست آموزگار نحو براى فرزندان خود كرده بودند و منش گفتم مرا نام ببر و آموزگارشان كن و رفتم و هر ماه سى درهم به او رساندم » . و ازآنپس به صحبت عبيد اللّه بن سليمان وزير اختصاص يافت و آموزگار فرزند او قاسم گرديد و ازآنپس كه قاسم به وزارت رسيد به دنياى پهناورى دستيافت و اموال بسيارى از ناحيت او اندوخت و مصنّفاتى پرداخت مانند : كتاب معانى القرآن و كتاب الاشتقاق و كتاب خلق الانسان و كتاب مختصر النحو و كتاب القوافى و كتاب العروض و كتاب النوادر و شرح ابيات سيبويه و كتاب الامالى و غير اينها و ميان زجاج و مردى دانشمند به نام مسيند تيرگى افتاد تا جايى كه زجّاج او را به باد دشنام گرفت . مسيند به او اين ابيات نوشت :
ابى الزجاج الاشتم عرضى * لينفعه فآثمه و ضره
و اقسم صادقا ما كان حد * ليطلق لفظه فى شتم حره
و لو انى كررت لعزمنى * و لكن للمنون على كره
فاصبح قد وقاه اللّه شرى * ليوم لا وقاه اللّه شره
زجّاج وقتى آن ابيات بديد آهنگ وى كرد و از او عذر خواست و زجّاج سال 311 درگذشت .
زجّاجى :
با ضبط پيش با زيادتى يا در آخر آن شيشهفروش را گويند و آن لقب جمعى است ، از جمله : ابو القاسم يوسف بن عبد اللّه زجّاجى در شمار اديبان و نحويان و لغويان و بليغان و شارح كتاب الفصيح و كتاب عمدة الكتاب و كتاب خلق الانسان و كتاب خلق الفرس و كتاب اشتقاق الاسماء و كتاب الرياحين و غير اينها .
و از جمله : ابو عمرو محمّد بن ابراهيم زجّاجى نيشابورى در شمار عارفان كه در مكّه زيستن گرفت و هم به صحبت جنيد رسيد و از او پرسيدند :
« چرا هنگام گفتن اللّه اكبر حالت دگرگون گردد ؟ » .
گفت : « ترسم به دروغ سخن كنم و نماز را به دروغ بگشايم ؛ زيرا كسى كه گفت خدا بزرگتر است و در دلش چيزى بزرگتر از خدا باشد ، دروغگوست » .
و در سال 348 در مكّه از دنيا رفت . و نيز منسوب است به زجاجيه و آن قريهاى است در صعيد مصر ميان قوص و قفط و ابو على سوار زجّاجى در شمار اديبان و صاحب تصانيف در ادب از آن قريه است و امّا ابو القاسم عبد الرحمن ابن اسحاق صيمرى زجّاجى از اعلام نحويان منسوب است به ابو اسحاق زجاج ازآنروى كه شاگرد و ملازم او بود و در بغداد به كسب دانش پرداخت و در شام زيستن گرفت و از اوست : كتاب الجمل در نحو و كتاب الايضاح و كتاب الكافى و كتاب المخترع در قوافى و كتاب الامالى و شرح خطبهء ادب الكاتب و غير اينها . و بر كتاب الجمل او دانشمندان شروح نوشتهاند و از كتب مشهور نحو است . گويند : « آن كتاب را در مكّه تصنيف كرد و از نوشتن هر بابى از آنكه فراغت يافت هفت بار دور خانه طواف كرد و براى خود و