تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
زبير بن بكّار بن عبد اللّه بن مصعب بن ثابت بن عبد اللّه ابن زبير بن عوام در شمار نسب‌شناسان و اخباريان و صاحب كتاب انساب قريش و اخبارها و كتاب اخبار العرب و ايّامها و كتاب نوادر اخبار النسب و كتاب الموفقيّات فى الاخبار و اين كتاب را براى الموفّق باللّه پسر متوكّل عبّاسى پرداخت و كتاب اغارة كثير على الشعراء و غير اين‌ها به دو منسوب است . موسى ابن هارون گفت : « در مجلس امير محمّد بن عبد اللّه ابن طاهر بودم كه زبير بن بكّار پس از گرفتن اجازت بر او درآمد و امير او را احترام كرد و گفت اگر نسبها از ما دور شد آداب به ما نزديك گرديد و امير المؤمنين مرا فرمان داد كه تو را منصب قضا دهم . زبير بن بكّار گفت : آيا ازآن‌پس كه من پير شدم و دربارهء قضا حديث كردم ( آن‌كس را كه به كار قضا دارند بىوساطت كارد ، او را سر بريده‌اند ) قاضى كردم . امير گفت : پس خود را به امير المؤمنين در سرّمن‌رأى برسان و ده هزار درهم و ده دست لباس و مركبى كه او را و بارهايش را به منزل رساند به او داد و گفت : از رواياتى كه دارى و دانى براى ما چيزى بخوان . گفت بلى من از عمرهء محرم بازگشتم و به اثاية العرج « 1 » رسيدم و مردمى را ديدم انجمن شدند و من نيز به ايشان پيوستم و ديدم مردى را كه آهويى به دام آورده بود و او را سر بريد امّا آهو در همان حال به شدّت شاخش را در سينه شكارچى فروبرد و شكارچى را كشت و دختر جوانى را ديدم كه به طرف انجمن آمدن گرفت و اين ابيات خواند :
يا خشن لو بطل لكنه اجل * على الاثاية ما اودى به البطل يا خشن جمع احشايى و اقلقها * و ذاك يا خشن لو لا غير جلل اضحت فتاة بنى نهد علانية * و بعلها فى اكف القوم محتمل و كنت راغبة فيه اضن به * فحال من دون ظبى ريمة الاجل
و ازآن‌پس ، آهى كشيد و جان داد و من از آن سه چيز شگفت‌انگيزتر نديدم » . و زبير بن بكّار قاضى مكّه گرديد و در همان‌جا سال 256 درگذشت . و نيز منسوب به اوست ناصر الدّين احمد بن محمّد ابن محمّد بن محمّد بن عطاء اللّه اسكندرانى زبيرى در شمار اديبان و نحويان و فقيهان و شارح تسهيل و مختصر ابن حاجب و قاضى اسكندريّه و سپس قاهره و متوفّى 801 . « 2 »

زجّاج :

با فتح و تشديد بر وزن عطّار شيشه‌گر را گويند و آن لقب ابو اسحاق ابراهيم بن سرى ابن سهل است از پيشوايان نحو و از شاگردان مبرّد
هامش
( 1 ) - اثاية العرج : نام موضعى است ميان مكّه و مدينه و تا مدينه بيست و پنج فرسنگ راه است و اثايه بر وزن شبانه است و عرج بر وزن خرج ( مؤلّف ) . ( 2 ) - و نيز ابو بكر بن حسن زبيرى در شمار نحويان و صاحب كتاب الابنية فى النحو متوفّى 279 ( لغتنامه / دهخدا : 28 / 232 ) . و نيز زبير بن احمد بن سليمان بن عبد اللّه عاصم بن منذر بن زبير عوام اسدى در شمار فقيهان شافعى مذهب از اوست : كتاب الجامع در فقه و كتاب الكافى مختصر فقه و كتاب الفرائض ( الأنساب / سمعانى : 3 / 137 ) . و نيز عثمان بن محمّد بن خالد بن زبير بن عوام زبيرى از دلاوران و گردنكشان خاندان زبير عوام است ، در مدينه با همدستى محمّد بن عبد اللّه بن حسن بر منصور عبّاسى خروج كرد و پس از كشته شدن محمّد به بصره پناهنده شد و در آنجا به دست ياران منصور گرفتار و به قتل رسيد ( الأعلام / زركلى : 4 / 213 ) .