اى بخارا شاد باش و شاد زى * شاه زى تو ميهمان آيد همى
شاه ماهست و بخارا آسمان * ماه سوى آسمان آيد همى
شاه سرو است و بخارا بوستان * سرو سوى بوستان آيد همى
و در پند و اندرز گفته است :
زمانه پندى آزادهوار داد مرا * زمانه را چو نكو بنگرى همه پند است
به روز نيك كسان گفت غم مخور زينهار * بسا كسا كه به روز تو آرزومند است
و از آثار مهمّ او نظم كليله و دمنه است امّا از آن نظم جز ابياتى بر جاى نيست و همچنين نظم اشعار بسيارى را به او نسبت دهند تا جايى كه رشيدى سمرقندى گفته است :
شعر او را برشمردم سيزده ره صدهزار * هم فزون آيد اگر چونان كه بايد بشمرى
امّا ديوانى كه از او بر جاى مانده است خيلى كمتر از آن شمارش است و رودكى در سال 329 درگذشت .
روزبهان :
جمع فارسى روزبه است به معنى خوبروزان و از مواردى است كه جمع را علم ( نام شخص ) كردهاند و آن نام ابو محمّد روزبهان ابن ابى نصر فسوى شيرازى است معروف به شيخ شطّاح در شمار عرفاى محقّقين و صاحب كتاب تفسير عرائس و كتاب الانوار فى كشف الاسرار و شطحيّات و غير اينها و از نظم اوست :
دل داغ تو دارد ارنه بفروختمى * در ديده تويى اگر نه بردوختمى
جان منزل تست ور نه روزى صد بار * در پيش تو چون سپند برسوختمى
* * *
گر دست بر آن زلف نگون اندازى * زهّاد به صومعه به خون اندازى
ور عكس جمال خود برون اندازى * بتها به سجود سرنگون اندازى
* * *
تا چند سخن تراشى و رنده زنى * تا كى به هدف تير پراكنده زنى
گر يك سبق از علم خموشى دانى * بسيار بدين گفتوشنو خنده زنى
نيز اين دوبيتى از اوست :
اگر آهى كشم صحرا بسوزم * جهان را جمله سرتاپا بسوزم
بسوزم عالم ار كارم نسازى * چه فرمايى بسازم يا بسوزم
روزبهان بسيار سفر كرد و چندى در مكّه زيست و به سراج الدّين محمود بن خليفة بن عبد السلام بن احمد ارادت ورزيد و با شيخ ابو نجيب سهروردى روزگارى ببود و در حال غلبه و جد سخنانى بالاتر از اندازهء مقام خود و يا قول عرفا برتر از فهم مردم گفت و ازاينروى به شيخ شطّاح شهره گرديد و در سال 606 درگذشت . و نيز روزبهان نام پدر ابو الخير امين الدّين فضل اللّه بن روزبهان شيرازى است معروف به خواجه ملّا در شمار افاضل اعلام و صاحب كتاب تاريخ عالمآراى امينى ( در تاريخ خاندان آققوينلو ) و كتاب بديع الزمان فى قصّة حىّ بن يقظان و كتاب ابطال نهج الباطل و اهمال كشف العاطل معروف به ابطال