زيست و ازآنجا به اسكندريّه رفت و چندى نيز به فرمان افضل بن امير الجيوش صاحب مصر در قاهره زيست و پس از قتل افضل ، باز به اسكندريّه بار زيستن افكند و در طول عمر راه پارسايى و پرهيزكارى را سپرد و به قوت اندك ، خرسند بود تا در سال 520 درگذشت .
رندى :
منسوب است به رنده بر وزن گنده و آن نام قلعهاى است در اندلس ميان مالقه و اشبيليّه و علىّ بن محمّد رندى اندلسى نحوى كه در خروف گذشت و ابو علىّ عمر بن محمّد رندى اديب بدان منسوبند .
رواجنى :
منسوب است به رواجن جمع راجن و معنى آن سپس آيد و آن لقب ابو سعيد عبّاد ابن يعقوب رواجنى اسدى است در شمار اعاظم محدّثان خاصّه و صاحب كتاب المعرفة فى معرفة الصحابة و كتاب المهدى و با آنكه راه تشيّع را رفت ، سنّيان او را توثيق كردند و چنين به نظر رسد كه تقيّه كرد و شيعى بودنش را پنهان داشت تا آنگاه كه محدّثانى بلندنام و مورد اعتماد عامّه مانند بخارى و ترمذى و ابن ماجه احاديثش را پذيرفتند و در كتب صحاح خود نوشتند و عجب اين است كه علّامهء حلّى در كتاب خلاصه او را در قسم دوّم كه مخصوص است به راويان ضعيف آورده و گفته است : « عبّاد بن يعقوب رواجنى عامى مذهب است » .
و اين سخن علّامه درست برابر سخن سمعانى است در انساب كه گفته : « عبّاد بن يعقوب رواجنى رافضى است و مردم را به رفض خواند » تا آخر سخن سمعانى . و رواجنى در سال 250 درگذشت و امّا رواجنى چنانچه نوشتم منسوب است به رواجن به معنى مرغانى كه با خانه الفت و انس گيرند و يا غير مرغان مانند گوسفندان و رواجنى كسى است كه چنان مرغان و گوسپندانى را بپروراند و رواجن و دواجن با دال بىنقطه هر دو در آن معنى به كار رفتهاند و جوهرى نيز در صحاح اللغة به آن تصريح كرده و گفته است : « شاة داجن و راجن اذا الفت البيوت و استأنست » يعنى گوسپند داجن و راجن آن است كه با خانهها انس و الفت گيرد بنابراين ، نيازى به تصحيح سمعانى نيست كه در كتاب انساب گفته كه : « رواجنى در اصل دواجنى با دال بىنقطه است منسوب به داجن و آن گوسپندى است كه در خانه نگاه دارند و فربه كنند و مردم آن را رواجنى كردند » .
رواح :
بر وزن نهاد به معنى شبانگاه و نيز به معنى پسين زوال از اعلام است و نام پدر حسن بن رواح بصرى است در شمار محدّثان خاصّه .
رواحه :
بر وزن نهاده به معنى نشاط و مسرّتى كه در روح براثر پيدايش يقين پديد گردد و راحت نيز بدان معنى است و در فارسى آسودن در آن معنى به كار رود زيرا روح تا به يقين نرسد نياسايد و از رنج تكاپو نيفتد و به نشاط يكدلى نرسد و رواحه نيز از اعلام است و نام پدر عبد اللّه بن رواحة ابن امرؤ القيس انصارى خزرجى است در شمار خوبان صحابه و يكى از اميران لشكر در جنگ موته و ازاينروى كه خط نوشت و خطّاط در عصر پيغمبر صلى اللّه عليه و آله كم بود و شعر نيكو نظم كرد تا جايى كه بعضى او را در رديف حسّان بن ثابت شمرند . ميان صحابه بلندآوازه گرديد و از داستانها كه از او آرند نيز شهرتش دانسته گردد مانند : داستان او و زنش بدين روش كه عبد اللّه بن رواحه كنيزى داشت كه