تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨

رمّاح :

با فتح و تشديد بر وزن فتّاح به معنى نيزه‌ساز و نيزه‌فروش نام رمّاح بن ابرد مرى است و در مياده بيايد . « 1 »

رمّاحى :

با ضبط پيش منسوب است به رمّاح پدر تيره‌اى از قبيلهء كليب و اسماعيل بن نجيح رمّاحى در شمار محدّثان بدان منسوب است .

رمادى :

منسوب است به رماده بر وزن نهاده و آن نام چندين موضع است ، از جمله : رمادهء مغرب و از اينجاست ابو بكر يوسف بن هارون كندى رمادى قرطبى در شمار شاعران نيكوپرداز و معاصر با متنبّى شاعر و گفتند شعر به كنده آغاز شد و به كنده پايان يافت و مقصودشان از كنده نخست امرؤ القيس كندى است و از كندهء دوّم ، رمادى و متنبّى امّا رمادى با همهء مهارتى كه در نظم شعر داشت تبه‌روز و تهىدست بود و از شعرش نتوانست به سيم و زرى برسد و از تنگ‌دستى برهد و قدرتش بر نظم او را بر آن داشت كه اشعارى به رشته كشد كه خاطر خليفه را برنجاند و خليفه او را به زندان افكند و روزگارى دراز در زندان بود و در زندان قصايدى كه روى خليفه را به وى برگرداند نظم كرد امّا خليفه التفاتى به دو نكرد تا آنگاه كه ابو على قالى به اندلس رسيد رمادى به او پيوست و او را به قصيدتى ستود و شيوهء شاعران است كه در آغاز قصيده راه تشبيب سپرند و گفت :
من حاكم بينى و بين عذولى * الشجو شجوى و العويل عويلى
فى اى جارحة اصون معذبى * سلمت من التعذيب و التنكيل ان قلت فى بصرى فثم مدامعى * او قلت فى كبدى فثم غليلى لكن جعلت له المسامع موضعا * و حجبتها من عذل كلّ عذول
و چنانچه از شعر دوّم پيداست رمادى ترديد كرده كه محبوب خود را در كدام عضو خود جاى دهد . متنبّى وقتى آن را شنيد گفت : « در كونش او را جاى دهد » . رمادى قدحى شگفت‌تر از متنبّى كرد زيرا وقتى متنبّى به وصف لاغرى خود پرداخت و گفت :
كفى بجسمى نحولا اننى بشر * لو لا مخاطبتى إياك لم ترنى
يعنى در لاغريم همين بس كه اگر بانگم را نشنوى مرا نبينى . رمادى گفت : « چنان كسى گوز است ؛ زيراكه بانگ او را بشنوند و خود او را نبينند » . و رمادى با ترسا پسرى عشق ورزيد و اشعارى دلپذير در وصف او گفت از جمله :
بدر بدا يحمل شمسا بدت * وحدها فى الحسن من حده تغرب فى فيه و لكنها * من بعد ذا تطلع فى خده
و در سال 403 درگذشت . و از جمله : رمادهء يمن و از اينجاست ابو بكر احمد بن منصور رمادى كه بغوى و ابن صاعد از او روايت كنند در شمار محدّثان و متوفّى 265 .

رمّانى :

با ضمّ اوّل و تشديد ميم منسوب است ( بر خلاف قياس ) به قصر الرمّان كه نام ناحيتى است در واسط و ازآنجاست ابو الحسن علىّ بن عيسى
هامش
( 1 ) - و نيز ابو جعفر احمد بن محمّد عبد الوارث الرّماح از مردم مصر و در سال 385 درگذشت ( اللباب فى تهذيب الأنساب : 2 / 35 ) .
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 338 | سيد على اكبر برقعى قمى