ديدم كه مارى بزرگ گرفت و كلّهء آن را با دندانهايش كند » . « 1 »
رفيد :
بر وزن زبير مصغّر رفد به كسر اوّل و به فتح آن نيز درست است به معنى دهشك و بخششك و آن نام رفد بن مصلقه عبدى كوفى است در شمار محدّثان خاصّه .
رقاد :
بر وزن گشاد به معنى خواب و يا خصوص خواب شب نام رقاد بن عقيلهء صحابى است .
رقاشى :
با فتح اوّل منسوب است به رقاش با كسر شين و قياس كسر شين را سپس نويسم و آن از اعلام زنان است و مادر تيرهاى در قبيلهء بكر بن وائل . نيز مادر تيرهاى در قبيلهء كليب . نيز مادر تيرهاى در قبيلهء كنده و رقاشيان در هر تيرهاى باشند به مادرشان نسبت رسانند و ندانستم فضل بن عبد الصمد رقاشى بصرى در طبقهء شاعران تواناى دولت عبّاسى به كدام يك از تيرهها پيوندد .
رقاشى ، هارون الرشيد را به قصيدتى ستود و جايزتى از او گرفت لكن برامكه او را به خود نزديك گرفتند و از ديگران بىنيازش كردند و رقاشى نيز پاس خدمتشان را منظور كرد و با برامكه به زندان رفت . و هنگامى كه فضل بن يحيى را بر تنه درخت آويختند گفت :
اما و اللّه لو لا خوف واش * و عين للخليفة لا تنام
لطفنا حول جذعك و استلمنا * كما للناس للحجر استلام
فما ابصرت مثلك يا ابن يحيى * حساما حتفه السيف الحسام
على اللذات و الدنيا جميعا * و دولة آل برمك السلام
و به هارون الرشيد خبر آن ابيات رسيد هارون با تندى به رقاشى گفت : « چرا دشمن مرا مرثيت گفتى و ستودى ؟ » . گفت : « با من نيكيها كرد و چنان روزش را كه نگريستم محبّتهايش در روحم جنبشى پديد آورد و نتوانستم خويشتندارى كنم » . هارون پرسيد : « در هر سال تو را چه داد ؟ » . گفت : « هزار دينار » . گفت : « من دو هزار دينارت دهم » . و در حدود سال دويست هجرى درگذشت .
بايد دانست كه رقاش به معنى مار است و رقاش با كسر شين چنانچه نوشتم از اعلام زنان است و حجازيان هر اسمى كه بر وزن فعال باشد و معدول از فاعله با دو شرط يكى الف و لام بر سر آن نشايد كه درآيد و ديگر آنكه جمع بسته نشود مانند قطام و حذام و غلاب ، آخر آن را با كسر خوانند و نجديان آن را همچون اسم غير منصرف گيرند مگر آنكه آخر آن حرف را باشد مانند : جعار و حضار و سفار و و بار در اين صورت با حجازيان موافق باشند و آخر آن را با كسر خوانند .
رقعمق :
بر وزن سمنبر و ابو رقعمق كنيت ابو حامد احمد بن محمّد انطاكى است در شمار شعرا كه در مصر بزيست و در فنون شعر متصرّف بود و بر نظم جدّ و هزل شعر توانا و چنان در مصر بود
هامش
( 1 ) - و نيز رفاعى احمد بن ابى الحسن مؤسّس طريقهء رفاعيّه در 511 در قريهء حسن از توابع واسط به دنيا آمد و در قريه امّ عبيده واقع بين واسط و بصره درگذشت .
مقبرهء او زيارتگاه پيروان طريقت است . از آثار اوست :
حكم الرفاعى در تصوّف ، رحيق الكوثر ، الرامصون ، النظام الخاص لأهل الاختصاص ( در تصوّف ) ( لغتنامه / دهخدا : 27 / 533 ) .