رافعى :
منسوب است به ابو رافع ابراهيم صحابى كه در سلك كاتبان امير المؤمنين عليه السّلام بود و در شمار برگزيدگان شيعه است و اسماعيل بن حكم رافعى در شمار محدّثان بلندقدر اماميّه به او نسبت رساند .
و امّا ابو القاسم عبد الكريم بن محمّد بن فضل رافعى قزوينى در طبقهء فقيهان شافعى و در شمار محدّثان و مفسّران و فقيهان و صاحب كتاب التدوين فى علماء قزوين و شارح كتاب الوجيز غزّالى در فروع در دو شرح بزرگ و كوچك و بزرگ آن به نام فتح العزيز و اين شرح همان است كه فيّومى در غريب آن كتابى نوشت به نام المصباح المنير فى غريب الشرح الكبير و متوفّى 623 منسوب است به رافع بن خديج صحابى . رافعى در دو زبان عربى و فارسى شعر گفت و از نظم عربى اوست :
اقيما على باب الرحيم اقيما * و لا تنيا فى ذكره فتهيما
هو الرب من يقرع على الصدق بابه * يجده رءوفا بالعباد رحيما
و از نظم فارسى اوست :
رخت دلم هرچه بود عشق به غارت ببرد * صبر نه راهيست خوار عشق نه راهيست خرد
هركه به ميدان عشق گام نهد كام يافت * هركه در ايوان صبر پاى نهد دوست برد
بار جفاهاى دوست كوه نتاند كشيد * حلقهء زلفين يار باد نيارد شمرد
وصل شد و هجر ماند آه كه در باغ عمر * خار به پيرى رسيد گل به جوانى بمرد
و نيز اين رباعى از اوست :
در جامهء صوف بسته زنار چه سود * در صومعه رفته دل به بازار چه سود
ز آزار كسان راحت خود مىطلبى * يك راحت و صد هزار آزار چه سود
و بعضى او را از قريهاى به نام رافعان قزوين دانند امّا درست آن است كه نوشته گرديد . و نيز رافعى لقب پدر او ابو سعيد محمّد بن فضل است در شمار عارفان و شاعران و حكيمان و حكيم خاقانى او را مديحت گفته است و از نظم اوست :
طلب كردن علم از آن است فرض * كه بىعلم كسى را به حق راه نيست
كسى ننگ دارد ز آموختن * كه از ننگ نادانى آگاه نيست
و اين دو شعر را بعضى به فرزند او عبد الكريم نسبت دهند .
رافقى :
منسوب است به رافقه از قراى بحرين و از اين قريه است محمّد بن خالد بن بجيلهء رافقى در شمار محدّثان و از مشايخ بخارى و نيز منسوب است به رافقه از قراى عراق بر كنار فرات كه آن را رقّه نيز گويند و از اين قريه است عيسى بن معلى بن مسلمه رافقى در شمار اديبان و شاعران و صاحب كتاب تبيين الغموض فى علم العروض و از تأليف آن ، سال 590 فراغت يافت و كتاب المعونه در نحو و ديوان شعر و متوفّى 605 . و ندانستم عبيد اللّه رافقى كه در طريق صدوق افتاده است به كدام يك از دو قريه نسبت رساند .
رامشى :
با ضمّ ميم منسوب است به رامش و آن نام دو قريه است يكى در بخارا و گويا معرّب ناقص همان راميثن باشد كه در راميثنى بيايد و از اين قريه است ابو اسحاق ابراهيم رامشى در شمار محدّثان و ديگرى از قراى نيشابور و از اين قريه است