تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
و مانند : امين احمد رازى فرزند خواجه احمد در شمار اديبان و صاحب كتاب هفت اقليم در جغرافياى شهرها و هم در ترجمت علما و شعرا و اين كتاب را در مدّت شش سال به انجام رساند و در سال 1002 از تأليف آن فراغت يافت . و مانند : شمس الدّين محمّد بن قيس رازى در شمار اعلام اديبان بخصوص در فنّ عروض و قافيت و صاحب كتاب المعجم فى معايير اشعار العجم و كتاب المعرب فى معايير اشعار العرب و كتاب حدائق العجم . شمس الدّين چندى در ماوراءالنهر و خراسان زيست و در هنگام هجوم سپاه مغول به عراق كوچيد و ازآن‌پس به فارس رفت و به اتابك سعد ابن زنگى نزديك گرديد و پس از وى به فرزندش ابو بكر بن سعد پيوست و مانند ابو الفتوح حسين بن على رازى كه در خزاعى گذشت . « 1 »

رأس المدرى :

رأس بر وزن يأس به معنى سر و مدرى منسوب است به مدر بر وزن حجر به معنى شهرى و رأس المدرى به معنى سرور مردم شهر . و بايد دانست كه عربان شهريان را اهل المدر و مدرى گويند و صحرانشينان را اهل الوبر و وبرى خوانند و سرّش اين است كه عربان شهرها را از خاك و گل بنا كردند و در آنها زيستند و در صحرا از و بر ( پشم ) چادر بافتند و خيمه به پا كردند و در آن مسكن گرفتند و اهل المدر به معنى مردم خانه و اهل الوبر به معنى مردم خيمه . نيز مدرى به معنى شهرى است و وبرى به معنى خيمگى است و رأس المدرى لقب جعفر بن عبد اللّه بن جعفر بن عبد اللّه بن جعفر بن محمّد بن علىّ بن ابى طالب است از ثقات فقيهان و محدّثان خاصّه و مادرش آمنه دختر عبد اللّه بن عبيد اللّه بن حسن بن علىّ بن حسين است و اعقابش در كوفه و بصره زيستند و بعضى از افاضل اعلام در معنى رأس المدرى راه پيچ‌وخمى را رفته و پس از پوييدن چندين پيچ‌وخم و پشت سر هم انداختن چندين احتمال ، باز با همان سرگشتگى نخستين پاييده‌اند و چنين است راه پندار .

راسبى :

منسوب است به راسب بر وزن كاسب و آن نام راسب بن جدعان بن مالك بن نصر ابن ازد است پدر تيره‌اى از قبيلهء ازد و از اين تيره است عبد اللّه بن مسلم راسبى بصرى در شمار محدّثان خاصّه . و نيز هفهاف بن مهنّد راسبى بصرى در شمار دليران و مواليان امير المؤمنين عليه السّلام و در همهء جنگها با او بود و پس از شهادت مولا به امام حسن عليه السّلام پيوست و پس از وى به امام حسين عليه السّلام و ازآن‌پس كه شنيد امام حسين عليه السّلام به عراق رسيد از بصره بيرون تاخت و همى راه نورديد تا به كربلا رسيد امّا وقتى رسيد كه امام حسين عليه السّلام را كشته بودند و سپاه عمر ابن سعد ازآن‌پس كه دانستند براى چه مقصودى به آن سرزمين آمده است آهنگ كشتنش كردند ، هفهاف نيز دليرانه جنگيد تا كشته گرديد . و نيز از
هامش
( 1 ) - و نيز شيخ عبد الجبّار بن عبد اللّه بن على قارى رازى از بزرگان علماى اماميّه و فقيه رى و از شاگردان شيخ طوسى متوفّى 460 و قاضى ابن البرّاج ، متوفّى 481 و شيخ سلّار متوفّى 448 بوده ، صاحب تأليفات عديدهء فارسى و عربى ، امّا هيچ‌يك از آنها در دسترس نيست و شيخ ابو الفتوح رازى آنها را نقل كرده است ( ريحانة الأدب : 2 / 285 ) . و نيز ابو المعالى رازى از شعراى عهد سلاجقه و با حكيم سنائى و مختارى غزنوى معاصر ، طبعش روان و فضلش از شعرش آشكار . از اوست :ماه است تو را چهره و مشك است تو را زلف * سرو است تو را قامت و سيم است تو را بر( ريحانة الأدب : 2 / 240 ) .
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 314 | سيد على اكبر برقعى قمى