تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
پس من كيستم » و اين‌گونه كارها و سخنان احمقانه او را به حمق شهره كرد تا جايى كه نامش در اشعار افتاد و از جمله : ابو محمّد يحيى بن مبارك يزيدى در نكوهش شيبة بن وليد عبسى گفت :
عش بجد و لا يضرك نوك * إنّما عيش من ترى بالجدود رب ذى اربة مقل من المال * و ذى عنجهية مجدود عش بجد و كن هبنقة القيسى * او مثل شيبة بن الوليد
و سبب نظم آن ابيات اين شد كه ابو محمّد يحيى بن مبارك با كسائى در مجلس مهدى عبّاسى مناظره كرد و شيبة بن وليد از كسائى جانبدارى كرد و بر يحيى حمله برد و يحيى بدان ابيات و ديگر مقاطيع ، او را نكوهيد .

ذو اليدين :

به معنى صاحب دو دست لقب خرباق اسلمى صحابى است كه در خرباق گذشت و هم گذشت كه او را ازآن‌روى كه درازدست بود و يا با هر دو دست كار كرد ذو اليدين گفتند .

ذو اليمينين :

به معنى صاحب دو دست راست لقب ابو الطيّب طاهر بن حسين بن مصعب بن زريق ابن ماهان خزاعى است سپهسالار لشكر مأمون و فاتح بغداد و در جنگى كه ميان امين و مأمون درگرفت دليريها كرد و در رى با لشكر امين به سركردگى علىّ بن عيسى بن ماهان بجنگيد و لشكر امين را شكست داد و علىّ بن عيسى را بكشت و سرش را براى مأمون فرستاد . گويند : « بريد ، مسافت ميان رى و خراسان را سه روز رفت » . و ذو اليمينين از رى به بغداد كوچيد و شهر بغداد را در ميان حصار گرفت و نيروى امين را به زانو درآورد و بغداد را از تصرّف قواى امين بيرون كرد و امين را كشت و سرش را نزد مأمون فرستاد و در جنگى كه در رى كرد يك‌تن سپاهى را با دست چپ بزد و او را دونيمه كرد و خبر اين نيرومندى به مأمون رسيد مأمون او را ذو اليمينين لقب داد و يكى از شاعران گفت : كلتا يديك يمين حين تضربه يعنى هر دو دستت دست راست است وقتى آن را به كار زدن برى . و در روزهايى كه بغداد را محاصره كرد به پول حاجتمند شد و به مأمون نوشت مأمون نيز به خالد بن ماجيلويه نوشت كه به او وام دهد امّا خالد از وام دادن سرباز زد و ذو اليمينين بغداد را گرفت و خالد را پيش كشيد و گفت : « تو را با سخت‌ترين عقوبتها بكشم » . خالد اموال بسيارى داد تا از كشتنش درگذرد ذو اليمينين نپذيرفت . خالد گفت : « اشعارى گفته‌ام آن را گوش كن و آنگاه هرچه خواهى كن » . ذو اليمينين گفت : بخوان ، گفت :
زعموا بان الصقر صادف مرة * عصفور بر ساقه التقدير فتكلّم العصفور تحت جناحه * و الصقر منقض عليه يطير ما كنت يا هذا لمثلك لقمة * و لئن شويت فانّنى لحقير فتهاون الصقر المدل بصيده * كرما فافلت ذلك العصفور
ذو اليمينين از شنيدن آن ابيات در شگفت شد و او را تحسين كرد و از كشتنش درگذشت و مأمون ذو اليمينين را در سال 200 والى خراسان كرد و در سال 207 درگذشت و فرزندان او مدّت پنجاه و سه سال در خراسان ولايت كردند و اين
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 307 | سيد على اكبر برقعى قمى