تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
را بريد و آنگاه به ديگر شكنجه‌ها پرداخت و در آن حال ذو الكفايتين گفت :
بدل من صورتى المنظر * لكنه ما بدل المخبر و ليس اشفاقا على هالك * لكن على من لى يستعبر و واله القلب بما مسنى * مستخبر عنى و لا يخبر فقل لمن سر بما ساءنى * لا بد أن يسلك ذا المعبر
و چون دانست كه آن‌همه شكنجه‌ها براى گرفتن اموال اوست و سپس كشتن ، گريبان جبّه‌اش را دريد و نامه‌اى كه در آن همهء گنجها و ذخائرش ثبت بود در ميان آتشى كه پيش رويش بود افكند و آنگاه به شكنجه‌گر گفت : « كنون هرچه خواهى بكن كه يك دينار از گنجهاى پنهانم به سلطان نرسد » . و همچنان او را شكنجه كرد و ذو الكفايتين در آن حال گفت :
راعوا قليلا فليس الدهر عبدكم * كما تظنون و الايّام تنتقل
تا آنگاه كه از جهان رفت و پس از مرگش در ديوار زندانش اين ابيات را نوشته ديدند :
ملك شد لى عرى الميثاق * بامان قد سار فى الآفاق لم يحل رأيه و لكن دهرى * حال عن رأيه فشد وثاقى فقرى الوحش من عظامى و لحمى * و سقى الأرض من دم المهراق فعلى من تركته من قريب * او حبيب تحيّة المشتاق
ذو الكفايتين در شمار فاضلان و مترسّلان و اديبان و شاعران بود و در ادب و جوانمردى راه پدرش را رفت و پيش از آنكه گرفتار گردد اين دو بيت را خواند :
ملك الدنيا اناس قبلنا * رحلوا عنها و خلّوها لنا
و نزلناها كما قد نزلوا * و نخلّيها لقوم بعدنا
و در سال 337 از مادر زاد و در سال 366 درگذشت و دولت خاندان عميد چونان برامكه برافتاد و شاعر در آن باره گفت :
آل العميد و آل برمك ما لكم * قل المعين لكم و زال الناصر كان الزمان يحبكم فبدا له * إنّ الزمان هو الخئون الغادر
و صاحب بن عبّاد وزير از پيش در خانهء آل عميد گذشت و دهليز را كه روزگارى از طبقات مردم پر بود خالى ديد اين ابيات گفت :
ايها الربع لم علاك اكتئاب * اين ذاك الحجاب و الحجاب اين من كان يفزع الدهر منه * فهو اليوم فى التراب تراب قل بلا رهبة و غير احتشام * مات مولاى فاعترانى اكتئاب
ذو الكلاع : كلاع بر وزن گشاد به معنى دليرى و نيرومندى . نيز صبر بر سختيهاى كارزار و آن لقب يكى از ملوك حمير است به نام يزيد بن نعمان . نيز لقب سميقع بن ناكور بن عمرو است رئيس قبيلهء حمير و همان كسى است كه پيغمبر به او نوشت كه مسلمين را در كشتن اسود عنسى كمك كند . و نيز همان كسى است كه به شام رفت و در شام زيست و در جنگ صفّين با معاويه بود و هم در جنگ صفّين كشته شد . « 1 »
هامش
( 1 ) - و نيز نام پدر شرحبيل يكى از قتلهء حضرت امام حسين عليه السّلام و ابو شراحيل ذو كلاع از اولاد اوست ( لغتنامه / دهخدا : 25 / 127 ) .
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 305 | سيد على اكبر برقعى قمى