تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠

راجز :

بر وزن ناصر كسى را گويند كه به بحر رجز شعر به رشته كشد و يا سرايد و رجز يكى از بحور شعر است بر وزن مستفعلن شش‌بار و بر دوگونه است يا ابيات آن داراى يك قافيت است مانند ابيات حريرى :
و بدرتم انزلته بدرته * و مستشيط تتلظى جمرته اسر نجواه فلانت سرته * و كم اسير اسلمته اسرته انفذه حتّى صفت مسرته * و حق مولى ابدعته فطرته لو لا التقى لقلت جلت قدرته
و يا هر دو بيت داراى يك قافيه است مانند اين شعر :
يا سائلى عن الكلام المنتظم * حدا و نوعا و الى كم ينقسم حد الكلام ما افاد المستمع * نحو سعى زيد و عمرو متبع
و گونهء دوّم را مزدوجه گويند و اين قسم بيشتر در ضبط قواعد و بيان فنون به كار رود و مجموع آن را ارجوزه گويند مانند ارجوزهء ابن مالك در نحو به نام الفيّه و ارجوزهء ابو محمّد عبد اللّه بن حجّاج معروف به ابن ياسمين در جبر و مقابله و ارجوزهء ابو عبد اللّه قرطبى در نامهاى پيغمبر و ارجوزهء ابن سينا در طبّ و ارجوزهء امين الدّين محمّد بن علىّ محامى عروضى در عروض و ارجوزهء محمّد بن علىّ ابن هانى در فرائض و ارجوزهء ابو مرجان محمّد بن حرب حلبى در مخارج حروف و ارجوزهء ابن حرب در حساب عقود و ارجوزهء بحر العلوم در فقه و ارجوزهء حكيم سبزوارى در منطق و حكمت . و راجز لقب جمعى از شاعران است كه بخصوص در بحر رجز شعر نظم كرده‌اند و گويند : اوّل كسى كه رجز را ابتكار كرد اغلب بن جشم بن سعد عجلى راجز است كه دو دورهء جاهليّت و اسلام را ديد و در وقعهء نهاوند كشته شد امّا درست اين است كه اغلب مبتكر آن نيست بلكه اغلب رجز را طولانى كرد و پيش از اغلب يك شعر و يا دو شعر در بحر رجز نظم كردند و اغلب آن را تا حدّ قصيده رسانيد . « 1 »

رادكانى :

منسوب است به رادكان بر وزن بادبان از قراى طوس و از اين قريه است خواجه نظام الملك ابو على حسن بن علىّ بن اسحاق بن عبّاس رادكانى طوسى از مشاهير وزرا كه در سال 408 از مادر زاد و فقه و حديث و ادب را در خردسالى فراگرفت و ازآن‌پس به بلخ رفت و به علىّ بن شاذان عميد بلخ پيوست و چون در هر سال او را مصادره « 2 » كرد
هامش
( 1 ) - راجز : فضل بن قدامهء عجلى يكى از فحول شعراى عهد اموى است . كنيت او ابو النجم بود . گويند : « شبى هشام وى را براى نقل قصص و حكايات احضار كرد ، او نيز داستانى از دختران خود بيان كرد و دربارهء ظلامة - كه نام يكى از ايشان بود - گفت :كان ظلامة اخت شيبان * يتيمة و والداها حيان الرأس قمل كله و صبيان * و ليس فى الساقين إلا خيطان تلك التى تفزع منها الشيطانآنگاه هشام و اهل بيت و زنان او كه در پس پرده بودند ، خنديدند و سيصد دينار به دو داد و گفت : آن را به عوض خيطان در پاى ظلامه ببند » . راجز در اواخر دولت اموى در سال 130 درگذشت ( ريحانة الأدب : 2 / 281 ) . ( 2 ) - مصادره ، مالى را از كسى به زور ستدن است و اين كار را تا حدّ شكنجه دادن بلكه تا گوش و دماغ بريدن بردند و بعضى از شاهان زورگو براى مصادره شكنجه خانه‌اى ترتيب دادند و تنورى از آهن براى عذاب كردن و در شكنجه افكندن ساخته بودند و كسانى را كه مصادره خواست كردن در آن تنور آهن مىافكندند ( مؤلّف ) .