و النفس راغبة إذا رغبتها * و إذا ترد إلى قليل تقنع
كم من جميع الشمل ملئمى الهوى * كانوا بعيش ناعم فتصدعوا
و الدهر لا يبقى على حدثانه * جون السحاب له حدائد اربع
و آن قصيده هفتاد بيت است . گويند : « وقتى جعفر پسر منصور دوانيقى مرد ، منصور به ربيع گفت :
ببين در عشيرهء من كسى هست كه قصيدت عينيّهء ابو ذؤيب را به نهاد سپرده باشد . ربيع نگريست و گفت بنى هاشم همه حاضرند امّا هيچكدام آن را به خاطر نسپردهاند . گفت : مصيبت من در عشيرهام از مصيبتم در مرگ فرزندم بيشتر است ازاينروى كه به ادب بىاعتنايند » . آنگاه گفت : « ببين در لشكريان و ديگر مردم كسى هست كه آن را از حفظ خواند چه من دوست دارم آن را از دهان كسى بشنوم » . ربيع پيرمردى را حاضر كرد و پير قصيده را خواندن گرفت و خواند :
و الدهر ليس بمعتب من يجزع
منصور گفت : « راست گفت و اين مصراع را صد بار بخوان تا اين مصراع بر من نيك درآيد » . تا به اين شعر رسيد : و الدهر لا يبقى ، تا آخر گفت ابو ذؤيب به اين شعر دلارام گرديد . « 1 »
ذبّان :
با كسر اوّل و تشديد باى ابجد جمع ذباب به معنى مگس و نيز مگس انگبين و ابو الذبّان كنيت
عبد الملك بن مروان دوّمين خليفهء مروانى از بنى اميّه است و در زمان خلافت عبد الملك دو حادثهء مهمّ اتّفاق افتاد ؛ يكى طغيان عبد اللّه بن زبير بود در مكّه و حجّاج بن يوسف سال 73 هجرى به آن پايان داد و به پاداش آن از طرف عبد الملك والى عراق گرديد و ديگر خروج مختار بن ابى عبيدهء ثقفى بود كه بين النهرين و بخشى از ايران اطاعت او را گردن نهادند امّا در جنگى كه مختار با مصعب بن زبير كرد كشته گرديد و عبد الملك يكسر متوجّه برانداختن عبد اللّه بن زبير شد و عبد الملك در سال 65 به خلافت نشست و در سال 86 در دمشق درگذشت و ابن شحنه حنفى نوشت كه : « عبد الملك را ازاينروى كه دهانش بدبو بود ابو الذبّان گفتند تا جايى كه مگسان وقتى از پيش دهانش پريدند مردند » . و ابن خلّكان نوشت كه : « لبابه دختر عبد اللّه ابن جعفر بن ابى طالب عليهما السّلام همسر عبد الملك بود عبد الملك وقتى سيبى را دندان زد و به طرف لبابه افكند لبابه كاردى طلبيد عبد الملك پرسيد كارد را براى چه خواهى ؟ گفت : خواهم گزند را از آن دور كنم . عبد الملك او را طلاق داد و به علىّ بن عبد اللّه بن عبّاس بن عبد المطّلب شوهر كرد » .
ذبيانى :
منسوب است به ذبيان بر وزن عثمان و با كسر اوّل نيز درست است و آن نام پدر قبيلهاى است از عرب و از اين قبيله است نابغهء ذبيانى شاعر شهير عرب و در نابغه بيايد .
ذخكثى :
منسوب است به ذخكث بر وزن جعفر از قراى ماوراءالنهر و ابو نصر احمد بن عثمان ابن احمد ذخكثى در شمار پيشوايان حديث و متوفّى 506 بدان منسوب است .
هامش
( 1 ) - و نيز ذؤيب بن حارثهء اسلمى در شمار صحابه و برادر اسماء بنت حارثه است ( لغتنامه / دهخدا : 25 / 189 ) .
و نيز ذويب بن شريح الهمدانى يكى از رؤساى قبيلهء همدان و از شجاعان است كه در واقعهء صفّين با حضرت على عليه السّلام بود و شهيد شد ( الأعلام / زركلى : 3 / 8 ) .