و چنانچه نوشتم ديبع لقب نياى اوست و غلامى از مردم نوبه كه زرخريدشان بود او را در كودكى ديبع ( سفيد ) خواند و بر او ماند .
ديبلى :
با فتح و سكون ياى حطّى و ضمّ باى ابجد منسوب است به ديبل و آن شهرى است مشهور در ساحل درياى هند و احمد بن نصر اللّه ديبلى تتوى كه در تتوى گذشت بدان منسوب است و چون در ذيل تته ترجمتش به اختصار گذشت در اينجا ماندهء آن را بنويسم . نصر اللّه پدر وى در شمار فقيهان حنفى و در شهر تته منصب قضا داشت و خود مذهب اماميّه را برگزيد و از تته به خراسان كوچيد و فقه و حديث و رياضيات و كلام را از اساتيد آنجا فراگرفت و ازآنجا آهنگ شيراز كرد و چندى از محضر مولى ميرزا جان شيرازى استفادت كرد و ازآنجا به هندوستان رفت و بار زيستن گرفت و به تدريس و تأليف پرداخت و از آثار اوست : كتاب الفى در وقايع يك هزار سال پس از رحلت ختمىمرتبت امّا تا وقايع سال 984 از رحلت مطابق با 994 از هجرت بيش ننوشت . نيز رسالهاى در اخلاق و رسالهاى به نام خلاصة الحياة در تاريخ حكماء و رسالهاى در اسرار حروف و رموز اعداد و پس از يك هزار و كسرى در لاهور كشته گرديد .
ديربلوطى :
دير بر وزن خير و بلوط بر وزن تنور منسوب است به ديربلوط و آن قريهاى است از توابع رمله و ابو الحسن عبد اللّه بن محمّد بن فرج ابن قاسم لخمى ديربلوطى در شمار مقرئان بدان منسوب است .
ديرعاقولى :
عاقول بر وزن شاپور و آن منسوب است به ديرعاقول ميان مدائن و نعمانيّه از توابع بغداد و ابو الحسن عبد الكريم بن هيثم بن زياد ابن عمران قطان ديرعاقولى در شمار محدّثان از آن قريه است .
دير قنّى :
قنّى با ضمّ و تشديد نون منسوب است به ديرقنّ از قراى بغداد و ابو بشر متى بن يونس ديرقنّى در طبقهء حكيمان و معاصر با المقتدر و الراضى عبّاسى و شارح كتب قدما و صاحب كتاب نقل اصل البرهان و كتاب نقل اصل الشعر و كتاب الكون و الفساد و كتاب السماء و العالم و متوفّى 308 بدان منسوب است .
ديرى :
منسوب است به دير بر وزن خير و آن نام معبد رهبانان است كه دور از آبادى و اجتماع مردم سازند و ديرهاى رهبانان بسيار است و جمعى از دانشمندان بخصوص در آن باره كتاب نوشتهاند و در نسبت ، آن را با چيزى كه به آن چسبيده است آرند . و نيز منسوب است به دير و آن بخصوص نام قريهاى است از قراى نعمانيّهء بغداد و ابو عبد اللّه حسين بن هداب بن محمّد بن ثابت ديرى معروف به نورى در طبقهء نحويان و مقرئان و فقيهان و شاعران بدان منسوب است . ديرى نابينا بود و در بغداد بزيست و به تدريس نحو و لغت و قرائت پرداخت و چندين ديوان عرب را حفظ داشت و راه پارسايى را رفت و نظمش پخته و نيكو بود و از نظم اوست :
بابى رئم تبلج لى * عن رضى فى طيه غضب
و ارانى صبح طلعته * بظلام الصدق ينتقب