تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
بزيست و در چندين علم بارع گرديد و به دانشورى پرداخت و از خصايص او دو چيز بود ؛ يكى نشاط خاطر تا آنجا كه بىنشاط نزيست و ديگر بردبارى چندان‌كه به خشم فرونرفت و هر اندازه كوشيدند خشمش را به حركت آرند نتوانستند و اين خبر به يكى از حريفان رسيد گفت : چنان نيست كه گوييد و هنوز حريفى را در ميدان خود نديده است تا او را به خشم آرد و گرنه به خشم شود و بر او درآمد و از او پرسشى از نحو كرد و پاسخ آن را گرفت . گفت : چنان نيست كه گفتى و در پاسخم راه خطا رفتى . گفت : بار ديگر جواب را بشنو شايد سخنم از مقصودم كوتاه‌تر بود و پاسخ را چنان كه خواستى به تو نرساندم و باز پاسخ را واضح‌تر داد . گفت : همچنان در پاسخ‌گويى به خطا رفتى و شگفت از تو است كه با اين بىدانشى خود را نحوشناس خوانى . باز بيشتر با او ملاطفت كرد و گفت : شايد جواب را درست دريافت نكردى و هرگاه بخواهى واضح‌تر از آن دوباره برايت بگويم . گفت : چيزى را كه تو گفتى دانستم و جهل تو پنداشت كه من آن را نفهميدم . ابن دهّان دانست كه آهنگ آن دارد كه از هر درى كه تواند او را به خشم آرد . گفت : مقصودت را دانستم و بدانكه مثل تو و من مثل پشه و فيل است و چنين گويند كه پشه‌اى بر پشت فيلى نشست و چون خواست بپرد گفت : پاى استوار دار تا بپرم . فيل گفت نشستن تو بر پشتم هيچ ندانستم تا چه رسد به پريدنت . و وجيه الدّين در مذهب پايى استوار نداشت زيرا در آغاز مذهب حنبلى داشت و از آن مذهب بگرديد و مذهب حنفى را برگزيد و از آن مذهب نيز سپس روى گردانيد و به مذهب شافعى گراييد و از نظم اوست :
اطلت ملامى فى اجتنابى لمعشر * طغام لئام جودهم غير مرتجى ترى بابهم لا بارك اللّه فيهم * على طالب المعروف ان جاء مرتجا حموا ما لهم و الدّين و العرض منهم * مباح فما يخشون من هجو من هجا إذا شرع الاجواد فى الجود منهجا * لهم شرعوا فى البخل سبعين منهجا
و در سال 612 درگذشت .

دهايه :

بر وزن صحابه به معنى زيرك بودن است و آن نام نياى ابو الازهر ضحّاك بن سالم است و در مرئى بيايد .

دهجى :

منسوب است به دهجه بر وزن پنبه معرّب ده‌جى از قراى اصفهان و ابو صالح محمّد بن حامد دهجى در شمار محدّثان بدان منسوب است .

دهرانى :

منسوب است به دهران بر وزن غلطان از قراى يمن و ابو يحيى محمّد بن احمد بن محمّد دهرانى در شمار مقرئان بدان منسوب است .

دهشورى :

منسوب است به دهشور بر وزن سرشور از قراى غربى نيل از اعمال جيزه و ابو الليث عبد اللّه بن محمّد بن حجّاج بن عبد اللّه بن مهاجر دهشورى در شمار محدّثان و متوفّى 322 بدان منسوب است .

دهقان :

با كسر و سكون معرّب دهبان است به معنى نگهبان ده نه معرّب دهگان و نه به معنى كشت‌كار و هر دو از اغلاط خواصّ است و جاى توضيح بيشتر آن اينجا نيست و آن لقب محمّد بن صالح بن محمّد همدانى است در شمار محدّثان خاصّه .