در مساحت كعبه و مسجد الحرام و متوفّى 982 بدان منسوب است . « 1 »
ديباجه :
بر وزن بىپايه در چندين معنى به كار رفته است : پارچهء حرير كه تار و پود آن ابريشم باشد ، رخسار و بخصوص گونه و ديباجتان دو گونهاند :
سرآغاز كتاب و ديباجه به معنى دوّم لقب محمّد ابن امام جعفر صادق عليه السّلام است و او را ازآنروى كه زيباروى بود ديباجه گفتند . ابو الفرج اصفهانى در كتاب مقاتل الطالبيّين نوشت كه : « ديباجه مردى فاضل بود و از پدرش بسيار حديث كرد » تا آنجا كه نوشت : « و در دهش بدان پايه بود كه خديجه دختر عبيد اللّه بن حسين بن على گفت : هرگز از خانه بيرون نرفت كه با همان جامهاى كه پوشيده بود برگردد و آن را نبخشد » . و شيخ مفيد در ارشاد نوشت كه : « ديباجه مردى دلير بود و يك روز روزه گرفت و يك روز افطار كرد و با رأى زيديّه كه امام بايد شمشير كشد و بيرون تازد موافق بود و سال 199 در مكّه خروج كرد و زيديّهء جاروديّه به او گرويدند و نصرتش را گردن گرفتند و عيسى جلودى از طرف مأمون با او بجنگيد و يارانش را از گردش بپراكند و خود او را نيز دستگير كرد و نزد مأمون فرستاد و مأمون او را به خود نزديك گرفت و جايزتى به او داد و در خراسان با بنى اعمامش زيست » .
ديباجى :
منسوب است به اسماعيل بن ابراهيم ابن حسن مثنّى بن حسن بن علىّ بن ابى طالب ملقّب
به ديباج اكبر و محمّد بن قاسم حسينى ديباجى از اعلام علماى اماميّه و در معيّه بيايد به دو منسوب است . و نيز ديباجى كسى را گويند كه ديبا ( ابريشم ) بفروشد و يا پارچههاى ابريشمى و آن لقب سهل بن احمد بن عبد اللّه بن احمد بن سهل ديباجى بغدادى است از مشايخ تلّعكبرى و صاحب كتاب ايمان ابو طالب و متوفّى 330 .
ديبع :
بر وزن حيدر لغت نوبى است به معنى سفيد و بعضى با غين نقطهدار آن را ضبط كردهاند و آن لقب نياى ابو عبد اللّه وجيه الدّين عبد الرحمن ابن علىّ بن حمد بن عمر شيبانى زبيدى است در شمار اعلام فقيهان و محدّثان و اديبان و مورّخان و صاحب كتاب بغية المستفيد فى اخبار مدينة زبيد تا سال 901 و كتاب قرة العيون فى اخبار يمن المأمون و كتاب احسن السلوك فى من ولى زبيد من الملوك و كتاب تيسير الوصول الى جامع الاصول من حديث الرسول و كتاب تمييز الطيب من الخبيث مما يدور على السنة الناس من الحديث و كتاب فضائل اليمن و اهله . ابن ديبع از دانشمندانى است كه در عصر خود بلندآوازه گرديد و دانشجويان از شهرها فراسويش كوچيدند و از دانشش بهرهها بردند و چيزى كه بيشتر شهرهاش كرد كتابهاى سودمندى بود كه بپراكند و مردم را به دانشش رهنمون گرديد و هم توجّه مخصوصى بود كه الملك الظافر به او داشت و قريهها و مزارع به او بخشيد و خلعتهاى گرانبها او را داد و در جامع زبيد او را به سمت تدريس برقرار كرد و ابن ديبع نيز از عمر خود بر آن اثر حداكثر استفادت را كرد و در سال 944 در سن هفتادوششسالگى درگذشت
هامش
( 1 ) - و از آن جمله است : عمر بن علىّ بن حسن دياربكرى در شمار محدّثان و از جبايى در شهر حلب سماع حديث كرد ( معجم البلدان : 2 / 494 ) .