تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
اوّل و فتح دوّم آرند و ابو العبّاس احمد بن حسين ابن مطهّر دليجانى معروف به خطيب در شمار محدّثان بدان منسوب است و از او سه دختر به نام امّ الوليد و لامعه و ضوء الصباح ماند كه هر سه در شمار محدّثات و از پدر حديث كردند .

دليم :

بر وزن زبير مصغّر ادلم به معنى سيه‌چرده ، نام دليم صحابى است .

دمامينى :

منسوب است به دمامين بر وزن فرامين و آن قريه‌اى است بزرگ در مصر در طرف شرقى نيل و بدر الدّين محمّد بن ابى بكر بن عمر ابن ابى بكر بن محمّد بن سليمان بن جعفر قرشى مخزومى مالكى در طبقهء اعلام نحويان و اديبان و صاحب كتاب تحفة الغريب فى حاشية مغنى اللبيب و شرح بخارى و شرح تسهيل و شرح خزرجيّه و كتاب جواهر البحور در عروض و كتاب مقاطع الشرب و كتاب نزول الغيث ( و اين حاشيه بر كتاب الغيث الذى انسجم فى شرح لامية العجم است ) و كتاب عين الحياة ( و اين كتاب تلخيص كتاب حيوة الحيوان دميرى است ) و غير اين‌ها . دمامينى در اسكندريّه سال 736 از مادر زاد و در فنون ادبيّه بارع گرديد و از علم فقه نيز بهرهء كافى برد و در جامع ازهر مصر تدريس كرد و ازآنجا به اسكندريه رفت و به تدريس و هم به كار تجارت پرداخت و منصب قضا يافت امّا روى دل به آن منصب نشان نداد و ازآنجا به دمشق رفت و ازآنجا به مكّه و پس از اداى مناسك حجّ به اسكندريّه رفت و خطيب جامع گرديد و به دو كار دل سپرد تدريس علم و تحصيل مال و در تحصيل مال پيشهء بافندگى را برگزيد و چرخ بزرگى به راه انداخت امّا آتشى در كارگاه افتاد و اموالش بسوخت و از بيم وام‌خواهان به مصر گريخت و وام‌خواهان نيز او را دنبال كردند و در قاهره بر او ظفر يافتند ، امّا تقى الدّين بن حجّه و ناصر الدّين بارزى مهمّش را كفايت كردند و ازآنجا باز به مكّه رفت و ازآنجا در يمن بار گرفت و در جامع زبيد تدريس كرد امّا به دنيايى نرسيد و ازآنجا به هندوستان رفت و مردم هند بر او روآوردند و از محضرش استفادت كردند و اموالى از آن راه فراهم كرد و در سال 837 درگذشت و از نظم اوست :
رمانى زمانى بما ساءنى * فجاءت نحوس و غابت سعود و اصبحت بين الورى بالمشيب * عليلا فليت الشباب يعود
و دربارهء زنى كه بيمناك بود امّا غمزهء شورافكنى داشت گفت :
مذ تعانت صناعة الجبن خود * قتلتنا عيونها الفتانة لا تقل لى كم مات فيها قتيل * كم قتيل بهذه الجبانة
دممى : با كسر اوّل و دوّم و سوّم منسوب است به قريهء دمما از قراى فلوجا بر كنار فرات و ابو البركات محمّد بن محمّد بن رضوان دممى در شمار محدّثان و متوفّى 493 بدان منسوب است .

دمنهورى :

منسوب است به دمنهور بر وزن حسن‌پور و آن نام قريه‌اى است در صعيد مصر و تاج الدّين يحيى بن عبد الوهاب بن عبد الرحيم دمنهورى در شمار فقيهان و اديبان و صاحب تصانيف و متوفّى 721 و احمد بن عبد المنعم بن خيّام دمنهورى در طبقهء اديبان و طبيبان و صاحب