تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
و رساله‌اى در معنى عدالت به فارسى و رساله عرض‌نامه به فارسى و غير اين‌ها از كتب و رسائل و حواشى و شروح . جلال الدّين سال 830 در قريه دوان از مادر زاد و علوم ادبيّه را از پدر خود فراگرفت و سپس به شيراز رفت و به فراگرفتن علوم نقليّه و عقليّه كوشيد تا جايى كه در آنها متبحّر گرديد و ازآن‌پس به وزارت يوسف بن ميرزا جهان شاه قراقوينلو رسيد و در زمان سلطنت آق‌قوينلو منصب قضاى فارس يافت و هم سفرى به هندوستان كرد و رسائلى به نام شاهان آن كشور پرداخت و اموال بسيار فرا چنگ كرد و به ايران برگشت و گويا از آن نظر اين بيت را نظم كرده است :
مرا به تجربه معلوم شد در آخر حال * كه قدر مرد به علم است و قدر علم به مال
و ميان او و مير صدر الدّين دشتكى كه معاصر او بود مباحثات و مناقشات درگرفت و بر ردّ يكديگر كتابها و رسائل پرداختند و پس از هفتاد و اندى عمر در سال 809 درگذشت و در دوان جنازه‌اش به خاك رفت و از نظم اوست :
به نور خاطر خود مىرويم در ره عشق * چراغ خاطر دون‌همّتان چه نور دهد اگرچه فيض خدا شامل است و يكسان نيست * نه هر جبل كه تو بينى صدا چو طور دهد
* * *
قامت دلكش و رخسار دل‌فروز تو را * اهل عرفان شجر و آتش موسى خوانند سخن از قد تو گفتم چه دوانى زان روز * سخنانم همه در عالم بالا خوانند
و در ستايش امير مؤمنان عليه السّلام اين رباعى گفته است :
اى مصحف آيات الهى رويت * وى سلسلهء اهل ولايت مويت سرچشمهء زندگى لب دلجويت * محراب نماز عارفان ابرويت
دوانيقى : منسوب است به دوانيق جمع دانق معرّب دانك و آن شش‌يك درهم و دينار است و آن لقب ابو جعفر منصور دوانيقى خليفهء عبّاسى است و او را دوانيقى ازاين‌روى گفتند كه در كندن خندق كوفه از هر تنى از مردم يك دانق گرفت و هم به بخل شهره بود . گويند : « روزى خزانه را گشود و تنها از خزانهء مروان بن محمّد آخرين خليفهء اموى آن هم از يك‌رشتهء آن ، دوازده هزار بسته قماش خز در آن ديد و يك طاقه از آنها برداشت و به ربيع گفت : اين را دونيم كن يكى را براى من بگو جبّه كنند و يكى را براى محمّد فرزندش ملقّب به مهدى ، ربيع گفت : از آن طاقه دو جبّه نتوان گرفت گفت : پس يك جبّه و يك كلاه براى من كن و براى فرزندش جدا نكرد تا وقتى كه خلافت به محمّد مهدى فرزندش رسيد و گذرش بر خزانه افتاد و تمامت خزها را ميان غلامان و خدمتكارانش قسمت كرد » و منصور سال 158 در مكّه از جهان رفت .

دوبانى :

منسوب است به دوبان بر وزن خوبان و آن از قراى جبل عامل است نزديك شهر صور و ابو عبد اللّه محمّد بن سالم بن عبد اللّه دوبانى در شمار محدّثان بدان منسوب است .

دوخله :

بر وزن روزنه به معنى زنبيل لقب علىّ بن منصور بن طالب حلبى است معروف به