تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
و در دمشق زيست و در سال 549 درگذشت . « 1 »

حكمى :

با ضبط پيش منسوب است به حكم ابن سعد العشيره پدر تيره‌اى در يمن و جرّاح ابن عبد اللّه حكمى امير خراسان به دو منسوب است .

حكيمى :

با فتح اوّل منسوب است به حكيم نياى ابو عبد اللّه محمّد بن احمد بن ابراهيم بن قريش حكيمى در شمار اديبان و كاتبان و مورّخان و صاحب كتاب حلية الادباء و كتاب سفط الجوهر و كتاب الشباب و كتاب الفكاهة و الدعابة .

حلّاء :

با فتح و تشديد به معنى زيورساز و آن لقب ابو الحسين علىّ بن عبد اللّه بن وصيف است كه به ناشى اصغر مشهور بود و ناشى كسى را گويند كه در فنّى از فنون ادب بارع گردد و به عبارتى از ريشهء خود آن در آن فنّ نشو و نما كند . و او را حلّاء ازاين‌روى گفتند كه از مسّ زيور ساخت و بعضى ديگر گويند شمشيرها را زيور كرد و حلّاء در صنعت شعر ، بارع گرديد و در علم كلام نيز قدرتى يافت و در اين فنّ از شاگردان ابو سهل اسماعيل بن علىّ نوبختى است و بيشتر اشعارش در مدايح اهل بيت [ عليهم السّلام ] است تا جايى كه به شاعر اهل بيت شهره گرديد و از اوست :
و لو آمنوا بنبى الهدى * و باللّه ذى الطول ما خالفوكا و لو ايقنوا بمعاد لما * ازالوا النصوص و لا مانعوكا و لكنّهم كتموا الشك فى * اخيك النبىّ و ابدوه فيكا
و نيز تصانيفى پرداخت از جمله : كتابى در امامت و در سال 366 درگذشت .

حلّاج :

با فتح و تشديد دانه‌كش را گويند آن‌كس كه دانه از پنبه بيرون كشد و ندّاف پنبه‌زن را و آن لقب ابو مغيث حسين بن منصور حلّاج است كه از مردم بيضاى فارس بود و در واسط نشو و نما كرد و در شوشتر از ابو محمّد سهل بن عبد اللّه شوشترى دانش فراگرفت و ازآنجا به بغداد رفت و در سلك صحبت جنيد درآمد و با صوفيّه درآميخت و ديگربار به شوشتر رفت و باز پس از زمانى به بغداد بازگرديد و ازآنجا به مكّهء معظّمه رفت و يك سال در صحن مسجد بزيست و جز براى طهارت و طواف از جاى خود برنخاست و از گزند تابش آفتاب و ريزش باران باك نداشت و هر روز قرصى نان و كوزه‌اى آب او را دادند و از نان جز چند لقمه نخورد و از آب جز چند شربت ننوشيد و پس از يك سال از مكّه بيرون رفت و به شوشتر رسيد و در اين هنگام مردم شوشتر دست ارادت به وى فرادادند و در دلهاى مريدان ، منزلتى بزرگ پيدا كرد و بر خويشتن بترسيد و از ميان
هامش
( 1 ) - حكم بن ابى الحكم از صحابه بود كه در غزوهء تبوك حضور داشت ( الاستيعاب : 1 / 359 / باب حكم ) . و نيز حكم بن ابى العاص بن اميّة بن عبد شمس يكى از اصحاب و پدر مروان و عموى عثمان بن عفّان است . به روز فتح مكّه به دين اسلام درآمد آنگاه به تقليد مشى حضرت رسول مىپرداخت و به لودگى و مسخرگى به آن حضرت اهانت مىنمود و پيامبر او را لعنت كرد و به طائف تبعيدش فرمود و زمان خلافت ابو بكر و عمر نيز همچنان در تبعيد بود امّا زمان خلافت عثمان به سابقهء خويشاوندى ، او را آزاد كرد و به مدينه آورد . مروان همواره به فتنه و فساد و تفرقه بين مسلمانان مىپرداخت ( الاستيعاب : 1 / 359 / باب حكم ) . و نيز حكم بن عيينه مولى كنده از فقيهان بزرگ است . گويند : « در يك شب با ابراهيم نخعى متولّد شدند لكن او نزد ابراهيم فقه آموخت و به سال 115 درگذشت » . ( لغتنامه / دهخدا : 20 / 757 ) .