عبيد اللّه بن عمر بن هشام حضرمى اشبيلى در شمار اديبان و شاعران و صاحب كتاب الافصاح و كتاب دريديّه و متوفّى 550 . و نيز ابو اسحاق ابراهيم بن محمّد بن منذر بن سعيد حضرمى اشبيلى در طبقهء نحويان و صاحب شرح حماسه و كتاب النكت و متوفّى 584 . « 1 »
حضير :
بر وزن زبير نام پدر اسيد بن حضير ابن سمك اوسى انصارى صحابى است و او را حضير الكتايب گفتند ( حاضرك سپاه ) .
حضين :
بر وزن زبير مصغّر حضن به معنى در برگرفتن و در بر گرفتنك و آن نام ابو ساسان حضين بن منذر تابعى است كه در صفّين بيرقدار لشكر امير المؤمنين عليه السّلام بود و نيز نام حضين بن مخارق ابن عبد الرحمن سلّولى است از محدّثان اماميّه .
حضينى :
با ضبط پيش منسوب است به ابو ساسان حضين و اسحاق بن ابراهيم حضينى از محدّثان خاصّه به دو منسوب است . « 2 »
حطّاب :
با فتح و تشديد هيزمفروش را گويند و آن از اعلام است و نام حطّاب بن حارث قرشى جمحى صحابى است . « 3 »
حطّان :
با كسر و تشديد آهوى نر و نيز بز نر و در فارسى بز نر را تكّه گويند و آن از اعلام است و نام ابو جريره حطّان بن خفاف جرمى از محدّثان خاصّه . و نيز نام حطّان بن عوف است كه اخنس تغلبى شاعر با دختر او راه تشبيب را سپرد و گفت :
لابنة حطّان بن عوف منازل * كما رقش العنوان فى الرق كاتب
حطيئه : با ضمّ اوّل بر وزن جهينه و آن لقب ابو مليكه جرول بن اوس عبسى است و او را از آن روى كه كوتهاندام بود و نزديك به زمين حطيئه گفتند . حطيئه از شعراى نامور عرب است كه در آفاق بگرديد و بزرگان را بستود امّا به بخل موصوف بود و زبير بن بكّار نسبشناس معروف عرب گفت :
بخيلان عرب چهارند : حطيئه و حميد ارقط و ابو الأسود دئلى و خالد بن صفوان . و حطيئه هنگامى كه رهسپر جهان ديگر بود گردش انجمن شدند و گفتند : « به وصيّت كردن پرداز گفت : واى بر آن شعرى كه نادرست آن را روايت كنند . گفتند :
وصيّت كن . گفت : به فلان قبيله و به همان عشيره گوييد كه شاعر شما برترين شعر است كه چنان و چنين گفته است . گفتند : اين سخنان تو را به كار نايد از خود سخن كن . گفت :
الشعر صعب و طويل سلمه * إذا ارتقى فيه الذى لا يعلمه
زلت به إلى الحضيض قدمه * يريدان يعربه فيعجمه
گفتند : حاجتى دارى ؟ گفت : نه لكن بر آن شعر خوبى كه نااهل را به آن ستايند ناراحتم . گفتند :
دربارهء غلامان و كنيزانت چه گويى ؟ گفت : تا شب
هامش
( 1 ) - حضرمى بن عامر اسدى يكى از اصحاب رسول خدا صلى اللّه عليه و آله است . وى با هيئتى از طرف بنى اسد نزد پيغمبر صلى اللّه عليه و آله فرستاده شد صاحب قريحه بود و شعر نيك مىسرود ( لغتنامه / دهخدا : 20 / 719 ) .
( 2 ) - و نيز ابو طيّب عبد الغفار بن عبيد اللّه بن السرّى الحضينى واسطى در شمار علماى نحو و لغت و شعر است ( الأنساب / سمعانى : 2 / 233 ) .
( 3 ) - و نيز حطاب بن محمّد بن عبد الرحمن رعينى مالكى كه در طرابلس وفات يافت . او راست : كتاب تحرير الكلام فى مسائل الالتزام و كتاب قرّة العين و كتاب متممة الاجروميّه و كتاب مواهب الجليل ( لغتنامه / دهخدا : 20 / 723 ) .