و روز بپايند غلام و كنيزند . گفتند : براى محتاجان چيزى وصيّت كن گفت : بر اينان است كه در خواستن پافشارى كنند و در پيشهء گدايى مبرم باشند . گفتند :
در خصوص مالت چه گويى ؟ گفت : دخترانم دو برابر پسرانم ببرند . گفتند : اين سخن درست نيست .
گفت : ندانم شما آمدهايد مرا ديدن كنيد و يا آنكه طريق خصومت با من سپريد . و گفتند : در حقّ يتيمان چه گويى ؟ گفت : اموالشان را بخوريد و مادرشان را بگاييد . گفتند آيا جز اينها كه گفتى باز وصيّت دارى ؟ گفت : آرى مرا بر ماده خر بنشانيد و بگردانيد تا جان دهم چه بزرگمرد بر فراش خود نميرد و تاكنون نيز كسى بر پشت ماده خر نمرده است ! » . و او را بر پشت ماده خر نشاندند و گرداندند تا جان داد . و حطيئه از شعراى مخضرم است كه دوران جاهليّت و اسلام را دريافت و در سال 59 درگذشت . و ابن حطيئه كنيت مشهور ابو العبّاس احمد بن عبد اللّه لخمى فارسى است در شمار مقرئان و كاتبان و متوفّى 560 .
حطينى :
با كسر اوّل و دوّم منسوب است به حطين و آن قريهاى است ميان قيساريّه و ارسوف در خاك فلسطين و ابو محمّد هياج بن محمّد بن عبيد بن حسين حطينى در شمار محدّثان و متوفّى 472 بدان منسوب است .
حظيرى :
با فتح اوّل منسوب است به حظيره و آن قريهاى است بزرگ از اعمال بغداد و جمعى از دانشمندان ازآنجا برخاستهاند ، از جمله :
ابو المعالى سعد بن علىّ بن قاسم بن علىّ بن قاسم انصارى حظيرى بغدادى معروف به دلال الكتب در شمار اديبان و فاضلان و شاعران و صاحب كتاب زينة العصر و عصرة اهل العصر فى ذكر لطايف شعراء العصر و اين كتاب ذيل دمية القصر باخرزى است و دمية القصر باخرزى ذيل يتيمة الدهر ثعالبى و نيز كتاب لمح الملح و ديوان شعر . و از اوست :
و معذر فى خده * ورد و فى فمه مدام
مالان لى حتّى تغشى * صبح طلعته ظلام
كالمهر يجمح تحت راكبه * و يعطفه اللجام
و در سال 568 درگذشت .
حفده :
با فتح اوّل و دوّم و سوّم جمع حافد در چندين معنى به كار رفته است : پيروان ، ياوران ، فرزندان فرزند و آن لقب ابو منصور عمدة الدّين محمّد بن اسعد نيشابورى است در طبقهء فقيهان شافعى و از شاگردان بغوى و سمعانى و بيشتر به وعظ و اندرز پرداخت و در سال 571 در تبريز از جهان رفت .
حفرى :
با ضمّ و سكون منسوب است به حفره و آن نام موضعى است در قيروان معروف به حفره ايوب و يحيى بن سليمان حفرى در شمار مقرئان بدان منسوب است .
حفصآبادى :
با فتح و سكون منسوب است به حفصآباد از قراى سرخس و ابو عمرو عثمان بن ابى نصر حفصآبادى در شمار محدّثان و متوفّى 530 بدان منسوب است .
حفص :
با فتح و سكون به معنى زنبيل چرمين نيز خانهء خرد . نيز بچّهشير ، از اعلام است و ابو حفص كنيت عمر بن فرخان طبرى است در شمار فيلسوفان و منجّمان و در آغاز به يحيى بن خالد بن برمك پيوست و سپس به فضل بن سهل و فضل او را به مأمون شناسانيد و مأمون نيز او را نزديك گرفت و كتب