تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
بىنقطه منسوب است به حرّان و آن نام محلّتى بوده است در اصفهان و عبد المنعم بن نصر بن يعقوب حرّانى در شمار مقرئان بدان منسوب است .

حرب :

با فتح و سكون به معنى جنگ نام جمعى از صحابه و تابعان است .

حربوى :

با ضمّ و سكون و فتح با منسوب است به حربى بر وزن صغرى و آن نام قريه‌اى است ميان بغداد و تكريت و ابو الحسن علىّ بن رشيد بن احمد حربوى در شمار كاتبان و محدّثان و متوفّى 605 بدان منسوب است .

حربى :

با ضبط پيش منسوب است به حربيّه كه نام محلّتى است در بغداد و حرب بن عبد اللّه راوندى سپهسالار منصور عبّاسى آن را بنا كرد و به نام او ماند و هم حربيّه دودمان او بودند كه به نام او خوانده شدند و ابو اسحاق ابراهيم بن اسحاق بن بشير بن عبد اللّه بن ديسم حربى در طبقهء فقيهان و محدّثان و اديبان و لغويان و صاحب كتاب غريب الحديث و كتاب سجود القرآن و كتاب الهدايا و السنة فيها و كتاب الحمام و آدابه و كتاب مناسك الحجّ در ريشه از مردم مرو است امّا چون با قومى از قبيلهء حربيّه به بغداد پيوست او را حربى گفتند . وى در سال 198 از مادر بزاد و در سال 285 درگذشت .

حردانى :

با ضمّ و سكون منسوب است به حردان بر وزن گلدان و آن قريه‌اى است از قراى دمشق و ابو القاسم عبد السّلام بن عبد الرحمن حردانى در شمار محدّثان عامّه و متوفّى 290 بدان منسوب است .

حرزه :

با فتح اوّل و دوّم و سوّم به معنى گزيده مال و خوب‌ترين دارايى و ابو حرزه كنيت جرير ابن عطيّهء خطفى تميمى بصرى است از مشاهير شعراى عرب و ستايشگر خلفاى اموى و معاصر با فرزدق و اخطل و پيشوايان شعر در صدر اسلام همان سه شاعرند و بيشتر دانشمندان جرير را بر آن دو ديگر برترى دهند و در اين‌باره نويسند : « عبد الملك بن مروان را اعرابى باديه‌نشين به شعر ستود عبد الملك از او پرسيد : آيا شعرى كه بيشتر هجو را نمايد در شعراى ، اسلام‌شناسى ؟ گفت : آرى شعر جرير :
فغض الطرف انك من نمير * فلا كعبا بلغت و لا كلابا
پرسيد : آيا شعرى كه بيشتر مدح را نمايد دانى ؟ گفت : آرى شعر جرير :
الستم خير من ركب المطايا * و اندى العالمين بطون راح
پرسيد : آيا شعرى كه رقّت غزل را بيشتر نمايد شناسى ؟ گفت : آرى شعر جرير :
ان العيون الّتى فى طرفها حور * قتلننا ثمّ لا يحيين قتلانا يصر عن ذا اللب حتّى لا حراك به * و هن اضعف خلق اللّه اركانا
پرسيد : آيا جرير را شناسى ؟ گفت : او را نشناسم امّا به ديدارش دلبندم . گفت : اين است جرير و اينانند فرزدق و اخطل » . و ميان جرير و فرزدق هجوسرايى به شدّت كارفرما بود و تا زيستند به جان يكديگر هجو باريدند و جرير در سال 110 درگذشت و هم در آن سال فرزدق درگذشت .

حرستانى :

با فتح اوّل و دوّم منسوب است به حرستا كه نام قريه‌اى است در ناحيت دمشق و جمعى بدان منسوبند ، از جمله : قاضى عبد الصمد