حجيّه :
با ضمّ اوّل و فتح دوّم و تشديد سوّم مصغّر حجىّ به معنى عقل و زيركى نام حجيّة بن عدى تابعى است و ابو حجيّه كنيت اجلح بن عبد اللّه است از محدّثان اماميّه .
حدّاج :
با فتح اوّل و تشديد دال بىنقطه و در آخر جيم كسى را گويند كه شتران را داغ كند و يا بارهاى شتران را ببندد و يا جهاز و هودج بر شتران سوار كند و آن لقب ابو جعفر محمّد بن مسلم بن رباح كوفى است در شمار فقيهان و محدّثان اماميّه .
حدّاد :
با فتح و تشديد در چندين معنى به كار رفته است : آهنگر ، آهنفروش ، دربان ، زندانبان و آن نام جمعى است و ابن حدّاد كنيت مشهور ابو بكر محمّد بن احمد بن محمّد كنانى مصرى است در طبقهء فقهاى شافعى كه در مصر بزيست و به كار قضا و داورى پرداخت و كتابى به نام الفروع فى المذهب نوشت و جمعى آن را شرح كردند ، از جمله : قفّال مروزى و در سال 345 درگذشت . و نيز ابن حدّاد كنيت مشهور جمال الدّين ابو العبّاس احمد بن محمّد ابن حدّاد حلّى است از دانشمندان شيعه و راوى قصايد سبعهء علويّات از ابن ابى الحديد نظمكنندهء آنها .
حدّادى :
با ضبط پيش منسوب است به حدّاده و آن نام قريهاى است از قراى كمشتپه ( كميشان كنونى ) و محمّد بن زياد حدّادى قومسى « 1 » در شمار محدّثان بدان منسوب است .
حدّانى :
با ضمّ اوّل و تشديد دوّم منسوب است به حدّان و آن نام يكى از محلّتهاى بصرهء قديم است كه بنو حدّان كه تيرهاى از قبيلهء تميماند در آن زيستند و به نام آنان ماند و ابو المغيره قاسم ابن فضل حدّانى در شمار محدّثان و متوفّى 166 بدان منسوب است و اوس حدّانى در شمار شاعران به آن تيره نسبت رساند .
حدثى :
با فتح اوّل و دوّم و كسر ثاى ثخذ منسوب است به حدث و آن نام قلعهء محكمى بوده است ميان ملطيه و سميساط و مرعش و جمعى از محدّثان ازآنجا برخاسته و بدان منسوبند .
حدسى :
با فتح اوّل و دوّم منسوب است به حدس بن ارش بن حرملة بن لخم پدر تيرهاى از قبيلهء لخم و عبد الجبّار بن حارث حدسى منارى صحابى به دو منسوب است .
حديثى :
با فتح اوّل و كسر دوّم منسوب است به حديثه به معنى نو برابر عتيقه به معنى كهنه و نيز به معنى نوبنياد و قريهء نوبنياد را حديثه گويند و آن نام چندين موضع است ، از جمله : حديثة الموصل كه قريهاى است بر كنار دجله نزديك زاب اعلى . و از جمله : حديثة الفرات كه به حديثة النّوره معروف است و آن قلعهاى است در وسط فرات نزديك شهر انبار . و از جمله : حديثة الجرش كه قريهاى است در غوطهء دمشق و از هريك محدّثانى برخاسته و به حديثى مشهورند .
حذّاء :
با فتح اوّل و تشديد ذال نقطهدار كفشگر را گويند و آن لقب ابو عبيده زياد بن عيسى كوفى است از ثقات محدّثان خاصّه و نيز
هامش
( 1 ) - قومس ( كومش ) : نام ناحيهء وسيعى واقع در ذيل كوههاى طبرستان در بين رى و نيشابور . قصبهء مشهور آن دامغان است . شهرهاى معروفش بسطام و بيار است و برخى سمنان را نيز جزو اين ناحيه دانستهاند ( فرهنگ فارسى / معين : 6 / 1481 ) .