تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
از محدّثان خاصّه و از خواصّ اصحاب صادقين عليهما السّلام . و نيز نام پدر امرؤ القيس شاعر مشهور جاهلى است صاحب قصيدهء معلّقه . و حجر با فتح اوّل و دوّم به معنى سنگ . نيز نام جمعى است و ابن حجر كنيت مشهور ابو الفضل احمد بن علىّ بن حجر عسقلانى است از اعاظم محدّثان و اديبان و فقيهان شافعى و صاحب كتاب التقريب و كتاب الدرر الكامنة فى اعيان المائة الثامنة و كتاب فتح البارى فى شرح صحيح البخارى و كتاب لسان الميزان ( در رجال حديث ) و كتاب الإصابة فى معرفة الصحابة و كتاب نخبة الفكر فى بيان مصطلح اهل الأثر و غير اين‌ها . ابن حجر عسقلانى در مصر زيستن گرفت و در آنجا منصب قضا داشت و چندى در مكّه ماند و در سال 852 در قاهره درگذشت . و نيز ابن حجر كنيت شهاب الدّين احمد بن محمّد بن علىّ بن حجر مكّى هيثمى است در شمار فقيهان و محدّثان و صاحب كتاب الصواعق المحرقه و شرح قصيدهء برده و كتاب الخيرات الحسان فى مناقب ابى حنيفه محمّد بن نعمان و غير اين‌ها و متوفّى 973 .

حجرى :

با فتح اوّل و سكون دوّم منسوب است به حجر بن ذى رعين كه پدر قبيله‌اى است . و نيز منسوب است به حجر ازد كه پدر تيره‌اى از قبيلهء ازد است و حجر به معنى بازداشتن است و محجور كسى است كه او را از تصرّف كردن در مالش باز دارند . و نيز نام قصبهء يمامه است . و نيز نام قريه‌اى است در يمن . و با ضمّ و سكون هم آن را ضبط كرده‌اند . و به هركدام جمعى نسبت رسانند . و ندانستم زيد ابن ربيع بن سليمان حجرى معروف به بارد در شمار اديبان و نحويان و متوفّى 300 به كدام يك پيوند رساند و بارد كتاب اخفش را باب باب كرد و نظمى به آن داد و مردم كار او را پسنديدند و به دو در نظم كتاب اقتدا كردند .

حجله :

با فتح اوّل و دوّم و سوّم به معنى عشرتگه عروس و داماد و آن خانه و يا غرفه و يا حجره و يا خيمه‌اى است كه براى عروس و داماد بيارايند . و ضبط درست حجله آن است كه نوشتم امّا فارسيان همان لفظ را به كار برده‌اند با اين تصرّف كه حرف اوّل را مكسور و حرف دوّم را ساكن كرده‌اند و اين كار را تفريس بايد نام داد يعنى فارسى كردن الفاظ بيگانه و فارسيان عمل تفريس را در تماشا و تقاضا و تمنّا و تولّا و تبرّا كه در اصل تماشى و تقاضى و تمنّى و تولّى و تبرّى است نيز كرده‌اند و تماشى با يكديگر راه رفتن است و چون اين كار بيرون از تفرّج و انبساط خاطر نيست آن را در چيزهاى شگفت كه ديدنى است به كار برند . بارى ابن ابى حجله كنيت مشهور شهاب الدّين ابو العبّاس احمد بن يحيى بن ابى بكر عبد الواحد بن ابى حجله تلمسانى حنبلى است كه در دمشق بزيست و ازآن‌پس به قاهره رفت و بر نظم شعر بسيار توانا بود و چندين ديوان به يادگار گذاشت ، از جمله : ديوان الصبابه . و از جمله : سكّردان و در سال 776 درگذشت . « 1 »

حجير :

با ضمّ اوّل بر وزن زبير مصغّر حجر نام حجير بن ابى اهاب صحابى است و معنى حجر گذشت .
هامش
( 1 ) - سكّر : با ضمّ اوّل و تشديد كاف معرّب شكر و دان لفظ فارسى است از ادوات ظرف و سكّردان به معنى شكردان است يعنى ظرف شكر و عربان ، دان و دار را از فارسيان گرفتند و به كار بردند ، مانند : « دفتردار » نام شخص و « دفترداريه » جاى دفتردار ( مؤلّف ) .