تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢

جوزاء :

با فتح اوّل و سكون دوّم به معنى گوسپندى است سياه كه وسط آن سپيد باشد . نيز نام برج سوّم از بروج دوازده‌گانهء فلكى كه آن را دوپيكر گويند و ابو الجوزاء كنيت اوس بن خالد ربعى تابعى است در شمار مفسّران و خود گفت : « من دوازده سال با ابن عبّاس در خانهء او بودم و آيتى از قرآن نماند كه از او تفسيرش را نپرسم » . و ابو الجوزاء با عبد الرحمن بن اشعث خروج كرد و در دير الجماجم سال 83 كشته گرديد .

جوزجانى :

با ضمّ اوّل و سكون دوّم و سوّم منسوب است به جوزجان كه نام ناحيتى است ميان مرورود و بلخ و توابع آن بسيار است و قصبهء آن يهوديّه است و از قراى معروف آن فارياب و انبار و كلارود و ارعونه است و ارعونه جايى است از جوزجان كه قتل يحيى بن زيد بن علىّ بن حسين بن علىّ بن ابى طالب در آنجا اتّفاق افتاد . بارى جمعى از دانشمندان از جوزجان برخاسته‌اند مانند : ابو عبيد اللّه عبد الواحد بن محمّد جوزجانى از شاگردان شيخ الرئيس و از حكيمان بزرگ و از اينكه ديباچهء كتاب شفا را نوشت منزلتش در نظر شيخ الرئيس دانسته گرديد . وى با شيخ الرئيس ببود تا آنگاه كه شيخ از جهان برفت و ازآن‌پس به جوزجان رفت و در همان‌جا بزيست تا در سال 438 درگذشت . و مانند : ابو سليمان جوزجانى در شمار فقيهان و پارسايان و محدّثان و از شاگردان محمّد ابن حسن شيبانى . ابن نديم نوشت : « در فتنهء امين مردى را ديد كه دود و مردى ديگر را ديد كه از پس او دود حالى كه شمشير برهنه در دست دارد و فرياد زند اين مرد را بگيريد . كسى آن مرد را گرفت و فريادكش نيز برسيد و بىدرنگ او را كشت . ابو سليمان پرسيد : آيا آن مرد را شناختيد ؟ گفتند : هيچ‌يك را نشناختيم . گفت : پس چرا كسى را كه نشناختيد از پويه بازداريد تا كشته گردد ، اين بگفت و سوگند ياد كرد كه در ميان اين مردم زيستن نگيرد » . و از ابو سليمان كتبى بر جاى نماند جز اينكه فراگرفت و فرا ياد داد . و مانند : ابو عمر منهاج الدّين عثمان بن سراج الدّين جوزجانى كه ابتدا در غور زيستن داشت و سپس به هندوستان رفت و كتاب طبقات ناصرى را در تاريخ هندوستان از قديمىترين زمان تا سال 658 نوشت و آن را به نام ناصر الدّين محمود شاه از پادشاهان غورى هند ، تأليف كرد و در سال 698 درگذشت .

جوزدانى :

با ضمّ اوّل و سكون دوّم و سوّم منسوب است به جوزدان و آن قريه‌اى است بزرگ از قراى اصفهان و جوزدان همان قريهء جوزان است مركز دهكده‌هاى ماربين و ماربين شامل شصت و يك قريه است كه ميوه‌هاى خوب بخصوص « به » در آنها عمل آيد و از كثرت ميوه‌خيزى ، به شربت‌خانهء ايران مشهور است و در وصف ماربين شاعر گفته است :
مار بينش چه روضهء ارم است * آفتاب اندر او درم درم است
بارى ابو بكر محمّد بن علىّ بن احمد جوزدانى در شمار مقرئان و محدّثان و متوفّى 442 بدان منسوب است .

جوزرانى :

با فتح اوّل و سكون دوّم و فتح زاى نقطه‌دار منسوب است به جوزران و آن قريه‌اى است در ناحيت بغداد نزديك عكبرا و محمّد بن محمّد بن على جوزرانى عكبرى در طبقهء محدّثان و مقرئان و متوفّى 473 بدان منسوب است .