آب نيل چنانكه خواستند فزونى نيافت ، كسى به حاكم مصر گفت جناده مردى شوم و بديمن است و نقصان آب نيل از شومى اوست . حاكم ( كه مردى تند و بىباك بود ) بىآنكه در آن سخن بينديشد به كشتنش اشارت كرد و بىدرنگ او را كشتند و اين قضيّه در سال 399 اتّفاق افتاد .
جنّان :
با فتح و تشديد نون به معنى بسيار پنهان .
نيز درختان بسيار پيچيده و درهم و آن لقب عبد اللّه ابن محمّد جنّان است در شمار محدّثان عامّه و ابن جنّان كنيت مشهور ابو الوليد محمّد بن سعيد بن محمّد بن هشام كنانى اندلسى شاطبى است در شمار اديبان و نحويان و اين ابيات از اوست :
حدثينى يا نسمة الاسحار * ان خمر الحديث منه خمارى
انا سكران من مدامة اشواق * فما لى و حانة الخمار
و اظن الغصون تهوى سليمى * فلهذا تميل للاخبار
جنانى : با كسر جيم منسوب است به باب الجنان ( كه نام كويى است در حلب ) و محمّد بن احمد بن سمسار جنانى و نوح بن محمد جنانى كه هر دو در شمار محدّثان عامّهاند بدان منسوبند .
جنبى :
با فتح اوّل و سكون نون منسوب است به جنب و آن نام و يا لقب تيرهاى است در يمن بىآنكه به جنب نامى بپيوندند و بكير بن قابوس جنبى از محدّثان خاصّهء اماميّه و بعضى از محدّثان عامّه نيز به دو منسوبند و جنب به معنى پهلو و نيز بيشتر چيز را جنب گويند .
جنبذ :
با ضمّ اوّل و سوّم و سكون نون بر وزن قنفذ به معنى شكوفهء هر درختى است و بخصوص شكوفهء درخت ناربن و آن نام جنبذ بن سبع صحابى است كه بامدادان با پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم نبرد كرد و شامگاهان حالى كه نبرد را دنبال كرد مسلمانى گرفت .
جنبذى :
با ضبط پيش منسوب است به جنبذ معرّب گنبد فارسى و آن نام قريهاى است در نيشابور و ابو الفضل محمّد بن عمر بن محمّد جنبذى در شمار اديبان بدان منسوب است .
جنبلائى :
با ضمّ اوّل و سوّم و سكون دوّم منسوب است به جنبلاء و آن نام قريهاى است ميان واسط و كوفه و ابو عبد اللّه حسين بن حمدان جنبلائى حضينى در شمار محدّثان اماميّه و صاحب كتاب الاخوان و كتاب تاريخ الأئمّة و كتاب المسائل و كتاب اسماء النبىّ و الأئمّة و متوفّى 358 بدان منسوب است .
جنجرودى :
با فتح هر دو جيم منسوب است به جنجرود معرّب چند رود و آن نام يكى از قراى نيشابور است و ابو سعيد محمّد بن عمرو ابن منصور جنجرودى در طبقهء محدّثان عامّه و معروف به ختن و متوفّى 343 بدان منسوب است و ختن بر وزن حسن پدرزن را گويند و به مناسبت اينكه پدرزن ابو بكر بن خزيمه بوده او را ختن گفتند .
جندب :
با ضمّ اوّل و سوّم و سكون دوّم قسمى است از ملخ و آن از اعلام متعارفه است و نام ابو ذر