تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
و در احسائى گذشت . و نيز جمهور نام نياى ابو على محمّد بن حسن بن جمهور عمى است در طبقهء كاتبان و خوشنويسان و شاعران و اين ابيات از اوست :
إذا تمنع صبرى * و ضاق بالهجر صدرى ناديت و الليل داج * و قد خلوت بفكرى يا رب هب لى منه * وصال يوم بعمرى
ابن نديم در فهرست گفته كه : « وى در شمار خواصّ اصحاب حضرت رضا عليه السّلام است و در بصره زيست » . و از اوست : كتاب الواحدة در اخبار مناقب و مثالب و آن را هشت جزو قسمت بسته است . « 1 »

جميع :

با فتح اوّل به معنى همه ، نام جميع ابن عبد الرحمن عجلى كوفى است از محدّثان اماميّه و ابن جميع كنيت هبة اللّه بن زين بن حسن اسرائيلى است كه در فسطاط مصر از مادر بزاد و در صناعت طبّ بارع گرديد و كتابى در ردّ قانون ابن سينا نوشت و آن را به بغداد فرستاد . عبد اللطيف يوسف بن محمّد بغدادى گفت : « اگر ابن جميع عمر خود را در فهميدن كتاب قانون بگذراند بهتر است تا در ردّ آن كتاب نويسد » . و نيز از اوست : كتاب الارشاد لمصالح الانفس و الاجساد و در سال 594 درگذشت .

جميل :

با فتح اوّل به معنى زيباروى از اعلام متعارفه است ، از جمله : جميل بن درّاج از ثقات محدّثان اماميّه . و با ضمّ اوّل و فتح ميم بر وزن زبير به معنى نرشترك نام جميل بن بصرهء غفارى صحابى است كه ابو بصره كنيت داشت .

جناب :

با فتح اوّل بر وزن نهاد به معنى آستانه و درگاه نام جمعى از صحابه و محدّثان است .

جنابذى :

با ضمّ جيم منسوب است به جنابذ معرّب گناباد و آن بلوكى است كه ميان قاينات و كاشمر و باخرز و خواف افتاده است ، مركز آن جويمند است كه در شمال گناباد قديم واقع است . و از اين قصبه است ابو محمّد عبد العزيز بن ابى نصر مبارك بن ابى القاسم محمود جنابذى معروف به ابن الاخضر در شمار اعلام محدّثان و شاگرد خطيب و صاحب كتاب معالم العترة النبويّة و غير آن و متوفّى 611 . و نيز محمّد قاسم بن مظفر جنابذى معروف به ملّا مظفّر در شمار منجّمان و رياضىدانان عصر صفوى و صاحب كتاب تنبيهات و شرح بيست باب ملّا عبد العلى بيرجندى معروف به شرح بيست باب ملّا مظفّر ، سال وفاتش به نظر نرسيد . و سيد قطب الدّين مير حاج جنابذى مشهور به انسى در شمار عرفا و شعراى معاصر سلطان حسين بايقرا كه مير حاج تخلّص كرد و در آغاز شيوهء غزل‌سرايى را پسنديد و سپس غزل‌سرايى را ترك گفت و به قصيده‌سرايى پرداخت و قصايدش در مدح ائمّهء دين است و در سال 835 درگذشت و از اوست :
باز اين دل شكسته خيال وصال كرد * چيزى خيال كرد كه نتوان خيال كرد
* * *
زمانه دست مرا گر به دست يار دهد * خوشست گر همه عمرم به انتظار دهد
* * *
هامش
( 1 ) - و نيز جمهور بن مزار عجلى سردار لشكر مسلمين در جنگ عليه سنباد مجوسى در زمان ابو جعفر منصور بود كه سرانجام با ابو منصور بناى مخالفت گذاشت . ابو منصور در سال 138 محمّد بن اشعث را به دفع جمهور ، نامزد كرد و جمهور از رى به اصفهان و ازآنجا به آذربايجان گريخت و به دست گروهى از لشكريان خود به قتل رسيد ( لغتنامه / دهخدا : 17 / 106 ) .