جلّيقى :
با كسر اوّل و تشديد لام منسوب است به جلّيقه بر وزن صدّيقه و آن نام ناحيتى است در شمال اندلس و عبد الرحمن بن مروان جلّيقى كه در ايّام بنى اميّه در اندلس خروج كرد و اخبار او را در كتب تاريخ نوشتهاند بدان منسوب است .
جلّين :
با ضمّ اوّل و تشديد لام مكسور بنا بر ضبط علّامه در ايضاح الاشتباه نام نياى ابو بكر ورّاق احمد بن عبد اللّه بن احمد بن جلّين دورى است در شمار ثقات محدّثان اماميّه و صاحب كتابى در طريق روايات ردّ شمس .
نگارنده گويد : « دور نيست كه جلّين معرّب گلچين فارسى باشد » .
جمّاز :
با فتح اوّل و تشديد ميم و در آخر زاى نقطهدار هر تيزرفتارى را گويند خواه انسان باشد و خواه حيوان و جمّازه وصف مادينه است و در خصوص شتر تيزتك بسيار به كار رفته است و آن لقب محمّد بن عمر بن جمّاز بصرى است در شمار اديبان و شاعران و معاصر با ابو نواس و در ايّام خلافت هارون الرشيد به بغداد رسيد و شاعرى شوخ و پليدزبان بود و بر متوكّل عبّاسى درآمد و اين دو بيت را خواند .
ليس لى ذنب الى * الشيعة الا الخلتين
حبّ عثمان بن عفّان * و حبّ العمرين
و از متوكّل ده هزار درهم جايزه بستد و دور نيست وى را ازآنروى كه تندرفتار بود جمّاز گفتند .
جماعة :
با فتح اوّل به معنى گروه مردم و آن نام جمعى است و ابن جماعه كنيت عزّ الدّين محمّد ابن ابى بكر بن عبد العزيز بن محمّد بن ابراهيم ابن سعد اللّه بن جماعه حموى است در طبقهء اديبان و متكلّمان شافعى . سيوطى در بغية الوعاة وى را چنين ستوده است : « استاد زمان و فخر دوران و جامع علوم پراكنده » . برابر گفتار ابن حجر :
و كان من العلوم بحيث يقضى * له فى كلّ فنّ بالجميع
و هم از كتبى كه در فنون مختلف پرداخته است مانند : فقه و تفسير و حديث و جدل و خلاف و نحو و صرف و معانى و بيان و بديع و منطق و هيئت و حكمت و زيج و طبّ و فروسيّت و رمح و نشّاب و رمل و صناعت نفط و كيميا اين معنى نمودار گردد و سپس نامهاى پرداختههاى او را برده است و البتّه بيشتر ، حواشى و شروح است و كمتر كتاب مستقلّ و در سال 819 درگذشت . و نيز ابن جماعه كنيت عبّاد بن جماعه فقيه شافعى است همان كسى كه بر قتل شهيد فتوا داد .
جمّاعيلى :
با فتح اوّل و تشديد ميم منسوب است به جمّاعيل و آن قريهاى است در فلسطين و ميان آن و بيت المقدّس مسافت يك روز راه است و ابو محمّد عبد الغنى بن عبد الواحد مقدّسى جمّاعيلى صاحب كتاب الكمال فى معرفة الرجال و متوفّى 600 بدان منسوب است . « 1 »
هامش
( 1 ) - جمّاعيلى : عبد الغنى مكنّى به ابو محمّد در شمار راويان و علماى رجال و حافظان حديث است . وى در سال 541 ه . ق . در جمّاعيل به دنيا آمد و در دمشق اقامت گزيد و در سال 600 در مصر درگذشت . و از آثار ديگر اوست : كتاب : الدرّة المضيئة فى السيرة النبويّه و كتاب الاحكام و كتاب عمدة فى الادعية الصحيحة و كتاب اشراط الساعة ( ريحانة الأدب : 1 / 421 ؛ الأعلام / زركلى : 4 / 34 ) .