است در مكّه خاصّ قبيلهء بنى تميم بن مرّهء قرشى .
و نيز نام چاهى است خاصّ بنى نصر بن معاوية بن بكر بن هوازن . و جفر در مورد آن دو چاه به معنى مطابقى لغوى خود به كار رفته است و با ضمّ اوّل منسوب است به جفره كه نام موضعى است در بصره و يوم الجفره روز واقعهاى است كه ميان خالد بن اسيد و مردم بصره در آن موضع اتّفاق افتاد و ندانستم علىّ بن محمّد جفرى صاحب كتاب كنز البراهين و متوفّى 1063 به كدام يك منسوب است امّا سعد بن يزيد فزّارى جفرى از اصحاب امام صادق عليه السّلام چنين به نظر رسد كه به همان جفر مدينه منسوب باشد .
جفشيش :
با فتح اوّل و سكون دوّم بر وزن درويش لقب ابو الخير معدان بن اسود ابن معدىكرب صحابى است و جفش به معنى اندك فشار دادن است و نيز دوشيدن شير به اطراف انگشتان .
جفير :
با فتح اوّل بر وزن امير تيردان چرمين است و آن نام جفير بن حكم كوفى است از محدّثان خاصّه و از اصحاب امام صادق عليه السّلام .
جفينه :
با ضمّ اوّل و فتح دوّم مصغّر جفنه به معنى كاسهء بزرگ و آن نام جفينهء جهنى صحابى است .
جكانى :
با فتح اوّل منسوب است به جكان كه نام محلّتى است در شهر هرات و ابو الحسن علىّ ابن محمّد بن عيسى هروى جكانى در طبقهء محدّثان عامّه و متوفّى 292 بدان منسوب است .
جكلى :
به كسر اوّل و دوّم منسوب است به جكل كه قريهاى است در تركستان نزديك طراز و ابو محمّد عبد الرحمن بن يحيى بن يونس جكلى در طبقهء اديبان و خطيب سمرقند و متوفّى 516 بدان منسوب است .
جلاباذى :
با ضمّ اوّل منسوب است به جلاباذ معرّب گلآباد و آن نام محلّتى بوده بزرگ در نيشابور و ابو حامد احمد بن محمّد بن شعيب جلاباذى در شمار فقيهان و متوفّى 338 بدان منسوب است .
جلّاب :
با فتح و تشديد لام كسى را گويند كه اسب و گوسفند از جايى به جايى براى فروختن برد و آن لقب جمعى است از جمله : اسحاق جلّاب است از اصحاب امام عسكرى عليه السّلام . « 1 »
جلّابى :
با ضمّ اوّل و تشديد لام منسوب است به جلّاب معرّب گلاب و جلّابى كسى را گويند كه گلاب بگيرد و يا بفروشد و آن لقب علىّ بن محمّد جلّابى است در شمار مورّخان . « 2 »
هامش
( 1 ) - و نيز جلّاب بخارى در شمار شاعران تواناى بخارا بود كه در قرن چهارم مىزيسته و اشعارى از او در فرهنگها و برخى تذكرهها ضبط شده است و اين بيت از اوست :همى حسد كنم و سال و ماه رشك برم * به مرگ بو المثل و مرگ شاكر جلّاب( لغتنامه / دهخدا : 17 / 63 ) .
( 2 ) - احمد بن علىّ بن احمد جلّابى مكنّى به ابو سعيد از مردم ساو ، قريهاى به خوارزم و در شمار محدّثان است متوفّى 471 ( لغتنامه / دهخدا : 17 / 63 ) .
و نيز علىّ بن محمّد بن محمّد طيب جلّابى مكنّى به ابو الحسن و معروف به ابن المغازلى در شمار محدّثان فاضل و دانشمند بود ( لغتنامه / دهخدا : 17 / 63 ) .