در متعددات آنها و ايجاب انفاق برايشان حتى در مثل خضاب و ما به الزينة حتى بالنسبه الى الغنيه و حسن گفتار و رفتار و بشاشت و گشادهروئى و غير آنكه در كتب اخلاق و تفاسير و اخبار و كتب فقه تفصيل داده شده .
اكنون انصاف بايد كرد كه در هيچ ملتى و آئينى چنين طرفدارى از جنس زنان شده است مثل دين مقدس اسلام آيا يافت مىشود مذهبى و آئينى كه چنين باداى حقوق زنان پرداخته باشد لا و رب الكعبة .
دوم قوله تعالى
وَ لا تُضآرُّوهُنَّ لِتُضَيِّقُوا عَلَيْهِنَّ
-
وَ لا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ ما آتَيْتُمُوهُنَّ )
يعنى ضرر و اذيتى بزنان وارد نياوريد و بر آنها تنگ نگيريد و ايشان را حبس نكنيد تا اينكه ناچار بشوند و از حق خود دست بردارند در تفسير ( صافى ) در سورهء نساء از امام صادق عليه السّلام روايت كند كه فرمود گاه مىشد مردى عيال خود را مىزد و بر او تنگ مىگرفت و او را حبس مىنمود تا اينكه آن زن فديه بدهد و خود را خلاص كند يعنى حقوقى كه بر ذمه زوج داشت دست بازميداشت كه از آن شكنجه و عذاب خلاص شود خداوند متعال نهى از اين ظلم نمود .
سوم قوله تعالى
( فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَكُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ )
يعنى هرگاه زنان شما بچههاى شما را شير مىدهند حق مطالبه اجرت دارند و بر شما است كه اجرت آنها را بدهيد چه آنكه بر زنان واجب نيفتاده اطفال شما را بلا اجرت شير بدهند با اينكه شير مال مرد است مع ذلك اين سلطنت را بزن داده كه با كمال شهامت حق دارد بگويد بچه ترا بلا اجرت شير نمىدهم
چهارم مرد حق ندارد كه زن را ملزم كند بخدمات خانه فضلا از الزامشان بامر معيشت يعنى كار بكنند
پنجم براى مردها مستحب است كه خادمهاى براى عيال خود بگيرد كه معاونت كند بانوى خانه را و اين خود يك سلطنت ديگرى است كه خداوند متعال بجنس زن داده است
ششم فرمود كه مادران احقاند بحضانت اولادشان تا هنگامى كه آن طفل با مادر