تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
نگارنده گويد اين فتاوى هيچيك قابل قبول نيست حق مسئله اين است كه هرگاه اين زن بيدار نشد تا بعد از اينكه آن مرد از عمل فارغ شد در اين صورت نه گناهى و نه اجرى است و هرگاه در بين عمل بيدار شد و گمان نمىكرد كه اجنبى با او جماع مىكند فلذا تسليم شد تا بعد از عمل ملتفت شد در اين صورت مأجور است به گمان اينكه اطاعت شوهر كرده و هرگاه در بين عمل بر او معلوم شد كه اجنبى است فورا با تمام قوى در مقام مدافعه بيرون آمد كه اجنبى را از خود دور كند در اين صورت هم ماجور است و هرگاه در بين عمل دانست كه اجنبى است و حركتى از خود نشان نداد زانيه است و مستحق رجم است و اللّه العالم .

عايشه سمرقنديه

شاعرهء بوده از اهل سمرقند و طبع لطيفى داشته اين دو رباعى از او در تذكرهء آتشكده مسطور است
اشكى كه ز چشم من برون غلطيد است * در گوش كشيده‌اى كه مرواريد است از گوش برون آر كه بدنامى تو است * كان را برخم تمام عالم ديده است

و لها

با من چه شب وصل تو بگشايد راز * ناگاهم از شام كند صبح آغاز با اين همه گر عوض كنندم ندهم * كوتاه شبى از آن به صد عمر دراز
مضمون رباعى اول شبيه است بمضمون دوبيتى كه جار اللّه زمخشرى در مرثيهء استاد خود ابو مضر منصور گفته و آن دو بيت اين است
و قائلة ما هذه الدّرر الّتي * تساقط من عينيك سمطين سمطين فقلت لها الدّر الّذي كان قد حشا * أبو مضر أذني تساقط من عيني
( خيرات )