اعراب بعضى از جوارى را به اين اسم ناميدند و از آن جمله است شادن جاريهء اسحاق ابن نجيح كه بحسن خلق و لطف منظر مشتهر بوده و در فن موسيقى و نظم شعر مهارتى داشته چنان كه اشعار ذيل را كه از نتايج فكر و طبع خود اوست در مجلسى خوانده و اهل مجلس را مدهوش نموده است
ظبي تكامل في نهاية حسنه * فزهي ببهجته و تاه بصدّه
و الشّمس تطلع من فرند جبينه * و البدر يغرب في شقائق خدّه
ملك الجمال بأسره فكأنّما * حسن البريّة كلّها من عنده
يا ربّ هبلي وصله و بقائه * أبدا فلست بعائش من بعده
يكى از اهل مجلس بعد از اينكه به خود آمد گفت آيا در حسن و جمال و صباحت و ملاحت غير از تو كسى هست كه اين اشعار را بتوان به او راجع كرد كه بخواند شادن در جواب گفت
فإن بحت نالتني عيون كثيرة * و أضعف عن كتمانه حين أكتم
خيرات
شريفة
منسوب بايالت لوبين است او را بوشناق هم گويند صاحب مآثر و بسالت مردان بوده و به مردى و دليرى شهرت داشته چنان كه در اوراق و صحايف ذكر او كردهاند و گفتهاند هنگامى كه طاغيان بر ناحيه لوبين استيلا بهم رسانيده بودند اين زن مانند ابطال رجال وارد ميدان قتال شد چند تن را بدست خود بكشت و در ازاى اين هنر دولت عثمانى مبلغى انعام با يك قطعه نشان مجيدى به او اعطا كرد و اين در بيست و دوم ماه شوال هزار و دويست و نود و سه بوده
شهباز
دختر شهباز خان دنبلى از بزرگان ايران و اسمش صاحبه سلطان بوده بزيور