مىدهند و اماميه باقى را نيز ردا باصحاب فريضه مىرسانند و ممكن است در صدر اسلام عول و تعصيب بوده و بعد از نزول آيه و اولى الارحام اولى آن قانون منسوخ شده
ام النساء
دختر عبد المؤمن تاجر فارسى است از نسوان عرب غرب ( خيرات ) كه طبعى موزون داشته و اشعار آبدار انشا كرده در مسامرات محيى الدّين عربى قصيدهء از او مسطور است كه اين دو بيت از آن مىباشد
جاء البشير بوعد كان ينتظر * فأصبح الحق ما في صفوه كدر
من خير هاد غدا بالهدى بأمرنا * و في أوامره التّسديد و النظر
از اين دو بيت كه مطلع و ابتداى قصيده است چنين برمىآيد كه بعد از فتحى يا جلوسى گفته شده و ظن غالب آنكه بعد از غلبه و فتحى قصيده را نظم كرده چه در مدح ممدوح او را بشجاعت و دليرى ستوده چنانچه گويد .
ليث إذا اقتحم الأبطال حومته * يفنى الكتائب لا يبقى و لا يذر
ام هاشم
يكى از زنهاى يزيد بن معاويه بوده چون پسرى از يزيد بهم رسانيد او را ام خالد نام نهادند بعد از مردن يزيد مروان بن حكم او را بزنى گرفت تا خلافت او قوام گيرد و از شأن خالد بكاهد بعد از چندى يك روز مروان بخالد دشنام داد و گفت يا ابن - الرطبة الاست خالد اين واقعه را بمادرش اظهار و شكايت نمود ام هاشم گفت اين سخن را به كسى مگوى بلكه مروان هم نداند كه من از اين دشنام او آگاه شدهام و كينه مروان را در دل گرفت و منتظر فرصت بود تا روزى كه مروان خواب بود با جوارى خود به سروقت او آمده بالشى بر دهن وى نهاد و فشردند تا بمرد و پسرش خالد مردى حكمتپيشه و اكسير انديشه است و در اين زحمتها كشيده و كتاب فردوس را كه معروف است در اين علم و صنعت تصنيف كرده و بيشتر فنون و رموز صنعت را بنظم درآورده و