اينطور گفتم و ام جعفر به من اينطور گفت اينك من همان ام جعفرم بالجمله ام جعفر در محضر عامه مردم احوص را مفتضح و شرمسار كرد و خود را برىء الذّمه نمود ( خيرات )
ام عاصم
مادر عمر بن عبد العزيز كه از خلفاى بنى اميه است كه بعدل و صلاح مشهور مىباشد اكثر ارباب سير اين ام عاصم را دختر پسر عاصم بن عمر بن الخطاب مىدانند گويند عمر در ايام خلافت خود شبى در كوچهاى مدينه منوره مىگرديد از درون خانه شنيد مادرى بدخترش مىگويد در شير آب داخل كن عمر درست گوش داد ديد دختر بمادر مىگويد تقلب كار زشتى است و عمر ما را از اين قبيل كارها منع كرده حاصل آنكه هر قدر مادر به دختر اصرار نمود و گفت عمر از كجا مطلع به كار و كردار ما مىشود دختر تن درنداد و جواب داد آيا بايد در ظاهر بخليفه اطاعت كنيم و در باطن خلاف نمائيم عمر از ثبات رأى و استقامت آن دختر خشنود شده او را در حباله نكاح پسر خود عاصم در آورد و از او ام عاصم مادر عمر بن عبد العزيز بوجود آمد ( خيرات )
ام كحه
زوجه اوس بن ثابت انصارى است و اوس از صحابه و ام كحه صحابية بوده چون اوس در غزوهء احد شهيد شد اين زن با سه دختر از او ماند بنى اعمام اوس بموجب رسم و عادت جاهليت خواستند جميع اموال او را ضبط كنند و زوجه و دخترهاى او را محروم دارند چه رسم جاهليت اين بود كه بزن و فرزند اثاث و ميراث نمىدادند و آيه شريفه
( وَ تَأْكُلُونَ التُّراثَ أَكْلًا لَمًّا )
ناظر بر اين مطلب است بنابراين در اين مورد كريمهء و للنّساء نصيب نازل شد و سيد انام عليه و آله الصلاة و السلام به بنى اعمام اوس امر فرمودند باموال او دستاندازى نكنند بعد از آن آيهء
يُوصِيكُمُ اللَّهُ
در باب ارث بشرف نزول ارزانى داشت و بام كحة ثمن و بدختران ثلثان و باقى به بنى اعمام اوس داده شد
و اين قول بنا بر مذهب اهل تعصيب است كه زائد از فرائض را بمنسوبان پدرى