مىكرده و بكمال عقل اشتهار داشته گويند از او پرسيدند جراحتى كه التيامپذير نيست چيست فرمود عرض حاجت كريم است بر لئيم و محروم شدن او گفتند ذلت كدام و شرف كدام گفت ذل آنست كه شخص با شأن و شرافتى بدر خانه سفله رود و بار نيابد و شرف آنست كه شخص بداند اگر از كسى خير و عطائى به او عايد گردد بايد مادامالعمر رهين منت معطى باشد بنابراين هرگز از كسى خواهش نكند و طلب خير و عطائى ننمايد .
( خيرات )
بريره
جاريه است صحابيه كه عايشه آن را آزاد نموده و قبل از آزادى او را بغلامى مغيث نام بزنى داده بودند چون بآزادى نايل شد حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله او را مخير نمود ميل دارد در تحت غلام مزبور بماند مىخواهد خارج شود بنابراين در كتب فقه در باب نكاح و در كتب اصول در فصل تعارض الحجج در مسئله خيار العتاقه ذكرى از او شده است و علماى اهل سنت در باب جاريه كه در تحت مراوجت شخصى باشد و بعد آزاد شود و بخواهد فسخ آن تزويج نمايند اختلاف كردهاند شافعيها برآنند كه اگر زوج او حر باشد نمىتواند فسخ كند و سايرين گويند خواه زوج حر باشد خواه عبد حق فسخ دارد و خلاصه بعضى معتقدند كه بريره صاحب كرامت بوده به دليل نصايحى كه بعبد الملك بن مروان مىنمود كه كاشف از اعمال آتيهء عبد الملك بوده توضيح آنكه عبد الملك قبل از اينكه بخلافت و حكمرانى رسد اظهار ورع و تقوى مىكرد پيوسته بتلاوت قرآن مشغول بود و در مسجد معتكف مىگشت و بصحبت صلحاء رغبتى داشت چون خليفه شد ترك همه را كرد و همه را فراموش كرد و حالات او ديگرگونه شد خود عبد الملك مىگفت من قبل از رسيدن بخلافت در مدينه با بريره مصاحبت داشتم به من مىگفت اى عبد الملك ترا داراى خصال حميده مىبينم خوب است خليفه شوى و زمام امور خلايق بدست گيرى اگر اين مقام حاصل نمودى زنهار از سفك دماء كاملا بپرهيز و خون مردم مريز چه شنيدهام رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم مىفرمودند شخص