كثيره داشته و بارها به زيارت خانهء خدا مشرف شده ولادت او در اواخر سال ششصد و سى و هشت هجرى بوده و وفات او در ذىالحجه سنه هفتصد و سى و سه و در آن زمان از مشاهير رواة حديث احدى از او معمرتر نبود دو برادرش قاضى القضاة نجم الدّين ده سال قبل از او وفات كرد و ابن الوردى در تتمه مختصر در مدح اسماء بنت محمد گفته :
كذلك فلتكن اخت ابن صصري * تفوق على النّساء صبيّا و شيبا
طراز القوم انثى مثل هذا * و ما التّأنيث لاسم الشّمس عيبا
اسماء العامرية
اديبهء بوده است از آل بنى عامر از اهالى اندلس ساكن بلدهء اشبيلية در كتابت و نظم شعر مهارتى داشته قصيدهء براى صيانت خانه و اموال خود بامير المؤمنين عبد المؤمن بن على نگاشته كه دو بيت اول آن اينست :
عرفنا النّصر و الفتح المبينا * لسيّدنا أمير المؤمنينا
إذا كان الحديث عن المعالي * رأيت حديثكم فيها شجونا
در اواخر قصيده اسماء عامريه بوضعى خوب نسب خود را بر امير الموحدين معلوم ساخته ( خيرات )
ام جعفر
از زنان انصار از قبيله بنى خطمه يا حنطمه و بعفت و درايت و صلاح و عقل اشتهار داشته و احوص بن محمد الانصارى از شعراى اسلام بناحق در حق او گفته
لقد منعت معروفها امّ جعفر * و إنّي إلى معروفها لفقير
گويند روزى ام جعفر نزد احوص آمده گفت قيمت گوسفندان مرا بده احوص گفت من از تو چيزى نگرفتهام و ترا نمىشناسم مشار اليها اصرار و احوص انكار كرده و قسم خورد كه من ترا نمىشناسم و معرفتى به حال تو ندارم ام جعفر گفت اى دشمن خدا اگر مرا نمىشناسى پس چرا در اشعار خود مرا نام مىبرى و مىگويى من بام جعفر