تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
مىخواهم او را براى خود خطبه كنم حسن بن سهل گفت او كنيز شما است و اختيار او بدست شما است مامون گفت من او را براى خود عقد كردم و سى هزار دينار مهر او را قرار دادم هرگاه مهر را تسليم گرفتى او را بسوى من بفرست اسحاق گويد پس او را بدين‌گونه تزويج كرد و محترم‌ترين زنان بود در نزد او و قصه او اظهار نكردم تا وقتى كه مامون مرد . اقول حقير اين قصه را براى سرگرمى و تفريح دماغ مطالعه‌كنندگان نقل كردم و عقيدهء حقير اين است كه اين رومان است و صحت آن بسيار بعيد است چونكه كتاب عقد الفريد مشتمل بر اراجيف و اكاذيب بسيار است چنانچه علامهء شهير آقاى امينى دام وجوده در بعضى از مجلدات ( الغدير ) اين مطلب را برهانا اثبات فرموده كه حال كتاب عقد الفريد اين است و البتّه بوران كه زنى فاضله و عالمه و از عفيفه و از خاندان بزرك معروف مشهور با اسم‌ورسم بوده هرگز چنين عشقبازيها روا ندارد كه هر شب با مرد اجنبى در يك مجلس بكاسات عقار و نواى طنبور و تار صبح بنمايد و بالفرض كه اين قصه خطى از صحت داشته باشد براى اهل سنت سم قاتل و زهر هلاهل است كه مأمون را خليفه پيغمبر و اولى الامر و مفترض الطاعه و امام امت مىدانند دائما حليف كاسات شراب و براى استماع غنا بىتاب و گوش بنواى طنبور و تار و كنيزان پرىپيكر كه در مجلس او دست‌افشان و پاىكوبان شب را بروز و روز را بشام مىآورند آيا چنين كسى را چگونه عاقلى معتقد بامامت و خلافت او خواهد بود تبّا لسوء أفهامهم .

عروسى بوران

در تاريخ نگارستان گويد مامون بوران را در سال 202 هجرى در فم الصلح او را عقد كرد چون آنجا محل اقامت حسن بن سهل بود و او در عروسى دخترش بوران بسيار انفاق مال كرد و چندان از مزارع و باغات و دراهم و دنانير و جوارى و مراكب سوارى بطبقات مردم سيّما بنى هاشم بذل كرد كه كسى مثل آن را خاطر ندارد و گويد حصيرى در مجلس بوران فرش كردند كه آن را با طلا و نقره بافته بودند و دو شمع از عنبر روشن كرده بودند كه هريك سى رطل و زن آنها بود و آن شمعها در طشت طلا بود مامون گفت اين اسراف