و مسجد جديد و عتيق را با يكديگر متصل نمود . ( تاريخ يزد ) تاليف احمد بن حسين بن على الكاتب .
بنانه بنت عاصم الازدى
از زنان صالحه و باكمال و بهترين زنان عصر خود در جمال بود و در قرائت قرآن نادره زمان خود بود خوارج بر او هجوم كردند آن صالحه گفت واى بر شما آيا شنيدهايد كه مردان زنان را بقتل بياورند ، كسى كه با شما كارى ندارد و بشما ضررى نرسانيده بالاخره او را شهيد كردند ( تاريخ طبرى ) .
( 64 ) بيضاء
دختر نعمان بن بشير انصارى و بانوى حرم مختار بن ابى عبيدهء ثقفى كه در راه محبت و ولاى اهل بيت ( ع ) شربت شهادت نوشيد چون مصعب بن زبير مختار و تابعان او را بقتل رسانيد زنان و جوارى مختار را حاضر كرده و گفت هركه از مختار برائت جويد او را رها كنيد همه برائت جستند مگر دو نفر از زوجات او يكى دختر سمرة بن جندب و ديگرى بيضاء دختر نعمان بن بشير انصارى گفتند هرگز بيزارى نجوئيم از مختار كه او مردى موحد و به يگانگى خدا اقرار داشت روزها را روزه گرفتى و شبها را بعبادت بپاى بردى و در طلب خون حسين عليه السّلام بذل جهد كردى و قلب حضرت مصطفى و على مرتضى را شفا دادى مصعب مقالهء ايشان را بعبد اللّه بن زبير نوشت جواب فرستاد اگر برائت جستند دست از ايشان برداريد و اگرنه هر دو را بقتل رسانيد مصعب برائت را دوباره به آنها عرضه داشت و حكم عبد اللّه ابن زبير را به ايشان خواند دختر سمرة بن جندب گفت من برائت مىجويم هرآينه اگر مرا دعوت بكفر بنمايند كافر مىشوم چون پاى شمشير در ميان است مىگويم و شهادت مىدهم مختار كافر است ولى بيضاء دختر نعمان بن بشير انصارى گفت لا و اللّه من هرگز برائت نجويم همانا اين شهادتى است كه خداى تعالى روزى من كرده است يك مردن بيش نيست و بعد از آن در بهشت