را بگو بكاره گفت با اين حال عرض حاجت نخواهم ديد و برخواست و برفت .
بلقيس بنت محمد بن بدر الدّين
ابن سراج الدّين بلقنى وجد اين دختر سراج الدّين استاد ابن حجر عسقلانى بوده با اينكه خانواده مشار اليها همه از اهل فضل و علم بودند وجود اين زن اسباب افتخار و اشتهار آن فاميل بوده اين زن ده سال آخر عمر خود را در طريق سلوك و ايقان بسر برده تا در ماه ذىقعده سنه 841 دنيا را وداع گفته ( خاطرم رفته از كجا نقل كردم در مسوده اين ترجمه را قدر مسلم از بانوان شيعه است ) .
بوران بنت حسن بن سهل ذو الرئاستين
زوجهء مأمون عباسى بيست و هشت سال در خانهء مأمون بود تا در سنه 271 وفات كرد زنى بسيار با كمال و اديبه سيد بن طاوس در كتاب فرج المهموم فى علم النجوم ص 137 مىفرمايد بوران دختر حسن بن سهل اسم او خديجه است و بوران لقب فارسى است روزى حسن بن سهل را گفت برو بامير المؤمنين معتصم بگو كه در فلان روز از طرف خشب خطرى به تو متوجه است پدرش گفت اى دختر جان من معتصم از ما رنجش دارد و دل با ما بد كرده است بسخن ما وقعى نگذارد بوران گفت تكليف تو اين است كه حق خدمت را بجا آورى و به شرط نصيحت عمل بنمائى حسن چون اين مطلب را بمعتصم گفت كه بوران مىگويد من در حساب نجوم خود دانستهام كه در فلان روز در ساعت فلان قطعهاى از خشب اگر به تو برسد ترا هلاك خواهد كرد معتصم قبول كرد و در روز موعود از خانهاى كه سقف آن خشب بود منتقل گرديد به اطاقى كه خلال چوب در آنجا يافت نمىشد و حسن بن سهل را با خود نگاهداشت چون هنگام ظهر شد غلام معتصم طشت و ابريق و خلال حاضر نمود براى وضو معتصم خواست خلال كند حسن بن سهل گفت مهلا يا امير المؤمنين دست به اين خلال دراز مكن تا غلام خلال كند چون غلام خلال كرد افتاد و جان بداد معتصم حسن بن سهل را در آغوش گرفت و ديدگان