آن كتاب دويست و پنجاه نفر زن را در صد و هفتاد و هفت صحيفهء خشتى گنجانيده از شيعه و سنى و غيرهما و آن كتاب در بمبئى با اغلاط بسيار چاپ شده است و در اول آن تصريح كرده كه من كتاب ( مشاهير النساء ) محمد زهنى افندى را اساس قرار دادم و آن را ترجمه كردم تا معلومات خود را به آن اضافه بنمايم با بعضى تصرفات .
و لا يخفى كه كتاب مشار اليها مشتمل بر قصههاى شهربانو و آمدن او در كوه بىبى شهربانو و اراجيف ديگر بسيار دارد كه تواريخ چيزى از آنها را بما نشان نمىدهد مع ذلك زحمت كشيده رحمت حق بر روان او باد .
شاهجهان بيگم
دختر جهانگير خان بهادر معاصر با صاحب ( تذكرة الخواتين ) و هماسم او است و او را در تذكرة الخواتين ترجمه كرده و گفته شاهجهان بيگم بعد از وفات پدرش جهانگير بمسند حكمرانى نشست در بلاد هندوستان و شوهر ايشان المؤيد بنصر اللّه سيد محمد صديق حسن خان بهادر علامهء وقت بوده در اكثر علوم تصنيف و تأليف دارد و شاهجهان بيگم عمارات عاليه و مساجد شامخه و مدارس مهمه و بيمارستان و جادههاى آهنى و پلهاى محكم اساس بنا كرده بعلاوه طبعى موزون داشته كه بعضى از كلمات بلاغت آيات و اشعار آبدار او را در كتاب ( تاج الاقبال ) به زبان اردو و فارسى و كتاب ( تذكرهء شمع انجمن ) و كتاب ( نگارستان ) و كتاب ( صبح گلشن ) و كتاب ( روز روشن ) و كتاب ( اختر تابان ) و كتاب ( ماه درخشان ) و كتاب ( طور كليم ) و كتاب ( بزم سخن ) و غيره مذكور است و پارهاى از ابيات متفرقهء او از قرار ذيل است :
برخيزم و نگاه بهر چارسو كنم * باشد كه آب رفته ديگر سوى جو كنم
اين جستوخيز صاغر كمظرف تنك ماست * مستى اگر كنم بشكوه سبو كنم
لها ايضا
افتاد بگورم گذر آن سروران را * من مرده خوشم زيست مبارك ديگران را
اى چرخ چه كردى بسليمان و سكندر * كز تو هوس عيش بود شاه جهان را