عرض كرد اى پروردگار من تو شاهد باش بر من و بر اين جماعت من ايشان را در حكومت و امارت نفرمودم كه بر بندگان تو ستم بنمايند و حق ترا دست بازدارند آنگاه از جيب خويش پارهء پوست بيرون آورد و بر آن نوشت
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ *
قَدْ جاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَ الْمِيزانَ وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ
وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ *
بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ
اذا قرأت كتابى هذا فاحتفظ بما فى يدك حتى يقدم عليك من قبضه منك و السلام ) .
در اين منشور مبارك پارهاى از آيات سورهء مباركه اعراف و لختى از سورهء هود تضمين فرموده كه خداوند مىفرمايد شما را از پروردگار شما بينه و حجتى بدست شد پس در پيمانه و تراز و كار بعدل و اقتصاد بنمائيد و اشياء مردم را كم مكنيد و در زمين خدا تباهى و فساد نخواهيد آنچه خداوند از براى شما گذاشته است بهتر است از براى شما اگر مؤمنانيد و من شما را نگهبان نيستم در اين امر كه بدست گرفتهايد چون امير المؤمنين از فقرات كتاب خداى بپرداخت عامل خويش را رقم كرد كه چون از قرائت مكتوب من فراغت جستى آنچه در دست دارى محفوظ بدار تا آنكس را كه فرمودم بر تو درآيد و جمله را از تو مأخوذ دارد و السلام .
سوده گفت اى معاويه من اين منشور را بگرفتم و بنزد عامل آن حضرت بردم و او را سپردم در زمان كار چنان كرد كه آن حضرت فرمان داده بود معاويه چون اين قصه بشنيد بفرمود تا مكتوب كردند كه با سوده بر طريق انصاف روند و اموال او را به او تسليم دهند سوده گفت اين حكم خاص من است يا قوم مرا نيز شامل است گفت بلكه خاص تو است سوده گفت به خدا قسم اين هنگام كارى بسيار زشت و موجب ننگ و عار است يا قوم مرا با من انباز دار يا مرا به حال ايشان گذار معاويه گفت رقم كنيد كه قوم او را نيز با او توام دارند و اموال همگان را مسترد سازند .
اقول اين بسر بن ارطاة كه عامل معاويه بود سى هزار نفر از شيعيان امير المؤمنين را بقتل رسانيد كه تاريخ پرجنايت او را در جلد چهارم الكلمة التامة مفصلا نگاشتهام لعنة اللّه عليه .