شطيطهء نيشابوريه
و مجلسى در جلد يازدهم بحار در باب معجزات موسى بن جعفر از مناقب ابن شهرآشوب و سيد هاشم بحرانى در مدينة المعاجز در معجزهء صد و شش از معاجز موسى بن جعفر عليه السّلام مفصلا و قطب راوندى در خرايج مختصرا اين حديث را نقل كردند و حاصل مضمون اين خبر شريف اين است كه در نيشابور جماعت شيعه بنا بروايت ابى على بن راشد جمع شدند و گفتند مردمان دروغزن و مدعيان امامت بسيار شدند و ما شب و روز منتظر فرج مىباشيم چارهء كار اين است كه به عادت هرساله شخص امينى را انتخاب كنيم و مسائل خود را به او بدهيم تا از مدينه جواب بياورد پس اختيار كردند ابو جعفر محمد بن ابراهيم و بروايت مناقب محمد بن على نيشابورى را و هفتاد ورقه كه در هر ورقه مسألهاى از شرعيه درج بود به او دادند و گفتند ما اين اوراق را بهم بسته مهر كردهايم هرگاه خدمت امام رسيدى به او تسليم بنما چون صبح شود اوراق را تسليم بگير اگر ديدى مهر او به حال خود باقى است چند ورق آن را بگشا اگر جواب مسائل را فرموده اين اموال را تسليم او بنما پس سى هزار دينار و پنجاه هزار درهم و دو هزار قطعه لباس كه هر قطعه با ديگرى در قيمت قريب بهم بودند به او تسليم دادند در آن حال زنى شطيطه نام از فاضلات زنان شيعه يك درهم صحيح و يك پارهء خام كه آن را بدست خود رشته و بافته بود و چهار درهم بيشتر ارزش نداشت آورد و گفت يا ابا جعفر در مال من از حق امام اين مقدار تعلق گرفته آن را به خدمت امام برسان ابو جعفر گفت من خجلت مىكشم كه اين ناقابل را به خدمت امام حمل دهم شطيطه گفت ان اللّه لا يستحى عن الحق . آنچه بر ذمه من است همين است مىخواهم خدا را ملاقات نكنم درحالىكه از حق امام چيزى در گردن من باشد انما انت رسول فاحمله اليه پس ابو جعفر از نيشابور بمدينه آمد و داخل شد بر عبد اللّه افطح و امتحان كرد او را و يافت كه او امام نيست بيرون آمد و مىگفت رب اهدنى الى سواء الصراط پروردگارا هدايت كن مرا به راه راست گفت در اين بين كه ايستاده بودم ناگاه پسرى را ديدم كه مىگويد اجابت كن آنكس را كه مىخواهى پس