تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤

سوده بنت عمارة بن اسد

از بانوان وافدات بسوى معاويه است كه در فصاحت و بلاغت ممتاز و در ولا و محبت اهل بيت سرافراز بود . محمد دياب اتليدى در كتاب اعلام النساء مىنگارد كه سوده دختر عمارة بن اسد بدرگاه معاويه آمد و رخصت طلبيد تا ادراك مجلس معاويه بنمايد پس حاجب مسئلت او را بعرض رسانيد معاويه او را رخصت داد تا حاضر مجلس شود چون درآمد معاويه او را مخاطب داشت و گفت هان اى سوده تو آن‌كس نيستى كه قائل اين اشعارى
شمّر كفعل ابيك يا ابن عماره * يوم الطعان و ملتقى الاقران و انصر عليا و الحسين و رهطه * و اقصد لهند و ابنها بهوان ان الامام اخا النبى محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم * علم الهدى و مناره الايمان و قد الجيوش و سر امام لوائه * و ارم بابيض صارم و سنان
( قالت سوده بلى يا معاويه و ما مثلى من رغب عن الحق و اعتذر ) گفت اى معاويه من اين شعرها گفتم و مانند من كس از حق به يك‌سو نشود و از پس آن لب بمعذرت نگشايد گفت ترا چه بر اين داشت گفت حب امير المؤمنين و متابعت حق معاويه گفت سوگند با خداى هيچ اثرى و علامتى از على در تو معاينه نمىكنم سوده گفت اى معاويه ترا به خدا قسم مىدهم كه از گذشته سخن مكن گفت هيهات تو انباز برادرت نيستى و ادراك مقام او نتوانى كرد مرا همى سبب نمود با اينكه او را ديدار نكردم ( قالت صدقت يا معاويه لم يكن اخى ذميم المقام و لا حيا و هو و اللّه كقول الخنساء .
و ان صخرا لتأتم الهداة به * كانّه علم فى راسه نار
گفت اى معاويه سخن بصدق كردى لكن برادر من مردى نكوهيده آثار و ناستوده كردار نبود بلكه مفاد شعر خنسا است كه در حق برادر خود گفته اكنون مسئلت من از تو آن است كه از آنچه از تو طلب عفو مىكنم فرمائى معاويه گفت چنان كردم كه تو خواهى اكنون حاجت خويش را بگو گفت اى معاويه تو امروز مكانت سلطنت بدست