و پادشاهان همه آرزو مىكردند كه دختر خود را به او دهند و مالهاى بسيار براى او مىفرستادند كه شايد بمواصلت ايشان راضى شود و هاشم همهروزه بكعبه مىآمد و هفت شوط طواف مىنمود و به پردههاى كعبه مىچسبيد و بتضرع و ابتهال از خداوند متعال مسئلت مىنمود كه او را به زودى فرزندى كرامت فرمايد كه حامل نور نبوت بوده باشد و در آنوقت هاشم منزلتى بزرك در نزد طوائف عرب بدست كرده بود چه آنكه هر برهنه بر او درآمدى او را پوشانيدى و هر گرسنه را سير كردى و هر صاحب حاجت را بحاجت خود رسانيدى و صاحب قرض را قرض او را دادى تا آنكه صيت كرمش به اطراف جهان رسيد و هركه مبتلا بديه مىشد به نيابت او ادا مىنمود و هرگز در خانه بر وى صادر و وارد نمىبست و هرگاه وليمه مىكرد يا اطعامى مىنمود آنقدر زياد مهيا مىكرد كه زيادتى آن را براى مرغان و وحشيان مىبردند و پادشاهى مكه معظمه خاص او گرديد و كليدهاى كعبه و آب دادن حاجيان از چاه زمزم و حجابت كعبه و مهمان دارى حاجيان انگشتر نوح را بميراث گرفت پس حاجيان را گرامى مىداشت و رفع حوائج ايشان مىنمود چون هلال ذىالحجه طالع مىگرديد امر مىكرد مردم را كه جمع شوند نزد كعبه پس خطبه مىخواند و مىگفت اى گروه همانا مردم شما همسايگان خدا باشند و در اين موسم زوار بيت اللّه مهمانهاى خداوند متعال بسوى شما ميآيند و مهمان سزاوارست باكرام بايستى شما ايشان را گرامى بداريد و حمايت كنيد از ايشان تا خدا شما را گرامى بدارد و بسبب نصيحت قريش مالهاى بسيار به جهت صرف در اين كار حاضر مىكردند و هاشم حوضهاى پوست نصب مىكرد و از آب زمزم پر مىنمود براى آشاميدن حاجيان و از روز هفتم شروع مىكرد بضيافت ايشان و طعام به جهت ايشان نقل مىنمود بسوى عرفات و منى و سالى در مكه قحطى بهم رسيد و نداشت چيزى كه ضيافت حاجيان نمايد پس شترى چند از براى او بود آنها را بشام برد و فروخت و تمام قيمت آن را صرف حاجيان نمود و قوت يك شب براى خود نگاه نداشت به اين سبب آوازهء كرمش به اطراف جهان دويد وصيت علو همتش به تمام عالم رسيد و وجه اينكه او را هاشم مىگفتند اين بود كه هشم از كسر مىباشد و چون هاشم از كثرت
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 334
مساهمون: شيخ ذبيح الله محلاتى
ص٣٣٤