متفقاند بر عظمت و جلالت و غزارت علم و تقوى او اسم ابى عمير زياد بن عيسى الازدى و كنيه محمد ابو احمد است و از آزادكردههاى مهلب بن ابى سفر است از موالى ايشان بوده .
در منتهى الآمال در رجال مامقانى مىنويسند كه در بغداد ساكن بود مردى عظيم المنزله و جليل القدر است نزد ما و نزد مخالفين و از اصحاب اجماع است عامه و خاصه تصديق دارند وثاقت و جلالت او را و او را اعبد و اورع مردم معرفى كردهاند و افضل از يونس بن عبد الرحمن وافقه از او مىدانند با اينكه دربارهء يونس بن عبد الرحمن گفتهاند كه ما نشأ فى الاسلام رجل افقه من سلمان الفارسى رضى اللّه عنه و لا نشأ بعده افقه من يونس بن عبد الرحمن و محنت او در زمان رشيد و مامون بسيار بوده براى اينكه سالها او را حبس كردند و تازيانههاى بسيار زدند كه قضاوت قبول كند و نكرد و وقتى او را صد تازيانه زدند كه خليفه را راهنمائى بنمايد بر شيعيان و اسامى ايشان را بگويد زيراكه او نام شيعيان عراق را مىشناخت و چون صد تازيانه بر او زدند طاقتش تمام شد و نزديك شد كه نام به برد شيعيان را بناگاه صداى محمد بن يونس بن عبد الرحمن به گوش او رسيد كه گفت يا محمد بن ابى عميرا ذكر موقفك بين يدى اللّه لا جرم اسم نبرد و زياده از صد هزار درهم ضرر مالى به او رسيد مدت چهار سال در زندان بماند خواهرش كتابهاى او را جمع كرده در غرفهاى نهاد باران بر آنها باريد و از دست رفت لاجرم ابن ابى عمير حديث را از حفظ يا از سخنهائى كه مردم از روى كتابهاى او پيش از تلف شدن نوشته بودند نقل مىكرد بههمينجهت اصحاب بمراسيل او اعتماد دارند و مراسيل او را در حكم مسانيد گرفتهاند و خواهرانش سعيده و ( منه ) نيز از روات محسوبند و ابن ابى عمير مردى بزاز و متمول بود سندى بن شاهك بامر هارون صد و بيست چوب زد به جهت تشيع او پس او را در حبس افكند و همچنين مامون بعد از فوت حضرت رضا عليه السّلام او را بسيار صدمه بزد .
شيخ صدوق مىنويسد ابن ابى عمير از مردى ده هزار درهم طلب داشت چون مالش تمام شد و فقير گرديد آن مردى كه مديون او بود رقت كرد به حال ابن ابى عمير
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 328
مساهمون: شيخ ذبيح الله محلاتى
ص٣٢٨