تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
عمير در اين عمل اقتدا مىكرد به امام زمان خود حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام كان حليف السجدة الطويلة و الدموع الغزيرة و المناجات الكثيرة و الضراعات المتصلة چنانچه فقه و حديث و علم و اخلاق او از بركات اين خانواده بود .
هر بوى كه از مشك و قرنفل شنوى * از دولت آن زلف چه سنبل باشد
بالجمله ابن ابى عمير در بغداد در سنهء دويست و هفده دنيا را وداع گفت رضى اللّه عنه .

سفانه بنت حاتم طائى

در ترجمهء ( حازمه ) دختر حاتم طائى پاره‌اى از واردات اين زن را در آنجا ذكر كرديم معلوم نيست دو خواهر بودند يا يك زن بوده دو اسم داشته طبرى مىنويسد كانت سفانه من ربات الفصاحة و البلاغة و الحسن و الجمال و الجود و الكرم پدرش حاتم طائى شتران بسيار به او عطا مىكرد همه را سفانه بمردم بذل مىكرد روزى پدرش او را گفت اى دختر جان من دو كريم و بذال كه بر سر يك مال جمع شوند آن مال را تمام مىكنند يا تو دست بعطا بگشا من از عطا و بذل خوددارى بنمايم يا من عطا مىكنم تو خوددارى بنما سفانه گفت به خدا قسم من دست از بذل و عطا برندارم حاتم گفت من نيز دست از بذل و عطا برندارم و هنگامى كه مردم اسلام بقبيلهء طى هجوم آوردند در آن ميانه سفانه را اسير گرفتند و بنزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آوردند يكى از صحابه گفت چون سباياى طى را آوردند در آن ميانه جاريه‌اى را نگران شدم ( حوراء العينين ملساء طياء عطياء شماء الانف معتدلة القامة ردماء الكعبين خدلجة الساقين لفاء الفخذين خميصة الخصر ضامرة الكشحين مصقولة المتنين فلما رايتها اعجبت بها ) چون لب بتكلم باز كرد من جمال او را فراموش كردم و گوش فرا داشتم ديدم با كمال فصاحت و بلاغت مىگويد ( يا محمد هلك الوالد و غاب الوافد فان رايت أن تخلى عنى فلا تشمت بى احياء العرب فانى بنت سيد قومى كان ابى يفك العانى و يحمى الذمار و يقرى الضيف و يشبع الجائع و يفرج عن المكروب و يطعم الطعام و يفشى السلام و لم يرد طالب حاجة قط انا بنت حاتم الطائى . )