حنوط من الجنة تسبق ارواحهم اجسادهم الى الجنة )
در اين زمين مردى از اهل بيت من با گروهى از مؤمنان بقتل مىرسند كفن و حنوط ايشان از بهشت بر ايشان فرود آيد جانهاى ايشان بر اجساد ايشان سبقت گيرد .
و نيز روايت كرده كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم « 1 » بفخ بگذشت و در آنجا فرود شد و يك ركعت نماز بگذاشت چون بركعت دوم برسيد سيلاب اشك او جارى گرديد اصحاب رسول خدا چون آن حضرت را گريان ديدند بگريستند چون از نماز فارغ گرديد و اصحاب خود را گريان ديد سبب پرسيد عرض كردند يا رسول اللّه بسبب گريهء شما گريان شديم فرمود جبرئيل بر من نازل شد هنگامى كه ركعت اول را خاتمه دادم گفت اى محمد همانا مردى از فرزندان تو در اين مكان شهيد مىشود و هركس با او بعز شهادت نائل بشود اجر دو شهيد يابد .
و نيز از نصر بن قرواش حديث مىكند كه من شتران خود را به امام صادق عليه السّلام كرايه دادم چون از بطن مرة عبور داديم فرمودند اى نصر چون بفخ رسيديم مرا آگاه كن عرض كردم مگر شما آن مكان را نمىشناسى فرمودند چرا ولى خوف دارم كه خواب بر چشم من غالب بشود چون بفخ رسيديم نزديك محمل آن حضرت آمدم وى را در خواب ديدم محمل را حركتى دادم بيدار شد عرض كردم يا سيدى بفخ رسيديم فرمود محمل مرا از ميان قطار بكنارى بر و مهار شتران را باهم بربند من چنان كردم فرمود شتر را بخوابان و كوزهء آبى براى من حاضر كن بفرموده عمل كردم وضوء گرفت و نماز بگذاشت و سپس سوار شد عرض كردم فدايت گردم آيا اين از مناسك حج محسوب است « 2 » فرمود از مناسك حج محسوب نيست لكن در اينجا مردى از اهل بيت
هامش
( 1 ) مر النبى صلّى اللّه عليه و آله بفخ فنزل فصلّى ركعة فلما صلّى الثانية بكى و هو فى الصلاة فلما راى الناس النبى ( ص ) يبكى بكوا فلما انصرف من الصلاة قال ما يبكيكم قالوا لما رايناك تبكى بكينا يا رسول اللّه قال نزل على جبرئيل لما صليت الركعة الاولى فقال يا محمد ان رجلا من ولدك يقتل فى هذا المكان و اجر الشهيد معه اجر شهيدين
( 2 ) قال لا و لكن يقتل هاهنا رجل من اهل بيتى فى عصابة تسبق ارواحهم اجسادهم الى الجنة