تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
تعلم يا ابن زينب من هند * كم لك بالبطحاء من معد من خال صدق ماجد وجد
و مادر اين زينب هند دختر ابو عبيدهء مذكور است و مانند شوهرش على عابد در مراتب عبادت بنهايت بود و كاملا مراقبت و مواظبت داشت چون ابو جعفر منصور پدر زينب كه عبد اللّه محض بوده باشد و برادرانش محمد و ابراهيم و شوهرش على عابد را بقتل رسانيد برخواسته پلاس بر تن پوشيد و در زير آن پيراهن نرمى نپوشيد و آن پلاس درشت بر اندامش ملصق بود تا از دنيا رفت و در ايام زندگانى همواره بر آن كشتگان ناله و زارى مىكرد تا بىهوش مىشد لكن در حق منصور دوانيقى سخنى كه متضمن دشنام باشد نمىگفت و از آن‌گونه گفتار بر كنار بود و از كمال زهد و تقوى و قدس كه او را بود نمىخواست براى اينكه كلمهء زشتى بر زبان راند و شفاى نفس خويش را بدست كند و بواسطهء فحش و دشنام ارتكاب گناهى كرده باشد فقط سر بجانب آسمان بلند مىكرد و عرض مىنمود يا فاطر السموات و الارض يا عالم الغيب و الشهادة و الحاكم بين عباده احكم بيننا و بين قومنا بالحق و انت خير الحاكين . ( ناسخ )

و اما پسرش حسين رئيس شهداء فخ است

بفتح الفاء و تشديد الخاء اسم چاهى است بين مكه و مدينه تقريبا يك فرسخ از مكه دور است و اين حسين فرزند على بن حسن مثلث فرزند حسن مثنى فرزند امام حسن مجتبى عليه السّلام در سنهء 169 شهيد شد و سه شبانه‌روز بدن او و اصحابش به روى خاكها دفن نكردند و حاصل اين فاجعه اين است كه ابو الفرج در مقاتل الطالبيين مىنويسد كه موسى الهادى اسحاق بن عيسى را والى مدينه قرار داده بود و اسحاق عبد العزيز نامى كه از نژاد عمر بن الخطاب بود خليفهء خود گردانيده بود و اين ناپاك برحسب عداوت شديده با علويين بر آنها سخت مىگرفت و همه‌روزه علويين بايد بيايند و خود را معرفى كنند و كار را بر ايشان تنك گرفت و هريك را ضامن ديگرى قرار مىداد تا يك روز حسن بن زيد در ميان آنها نبود عمرى بر صاحب فخ سخت گرفت كه البتّه او را بايد حاضر كنى فخ مهلت طلبيد در اين اثناء پيشروان مردم حاج نمايان شدند